يادداشتهاى يك كوهنورد

کوهنوردی عشق به طبیعت است و عشق به طبیعت ، ورزش ما نیست ؛ باور ماست

خدایا چگونه زیستن را تو به من بیاموز،
 چگونه مردن را خود انتخاب خواهم کرد. . .

   برای داشته هایمان چقدر شکرگذارخدا بوده ایم؟برای آن چیزهایی که آرزوی آنها را داریم و نداریم چقدر تابه حال حسرت خورده ایم؟ چقدر تا به حال به ارزش سلامتی جسم، خانواده خوب ،  غدا،پوشاک و   فکر کرده ایم؟ آیا این چیزها برای همگان وجود دارد؟ آیا برای همیشه ازاین امور  بهره مند خواهیم بود؟ آیا هیچ وقت به نگاه  پرحسرت یک معلول جسمی که به شما  هنگامی که کوله پشتی به پشت وعازم به یک برنامه از روبرویش عبور کرده اید ، توجه کرده اید؟ چه حال وروزی داشتید اگرجای وی می بودید؟ آیا واقعا شکر نعمت را به جا می آوریم؟ وه که چه قدر انسانهای فراموشکاری می باشیم ،آنچنان در روزمرگی زندگی غرق شده ایم که انگار تاابد دراین دنیا باقی خواهیم ماند ، هیچ به این فکر نمی کنیم که این امانتها روزی از ما گرفته خواهد شد.

روزی که پیمانه ما پرشود با چه سرمایه أی ازاین دنیا خواهیم رفت ؟ چقدر به مرگ فکر میکنیم ؟ اصلا فکر می کنیم ؟ مردن هیچ وقت قشنگ نیست مخصوصا موقعی که کل راه نرفته وکار انجام نداده باقی مانده باشد،اما یاد مرگ نه از روی افسردگی بلکه شاید ترمزی برای خودخواهی ها ، دنیا طلبی، اعمال زشت و غفلتها ی ما باشد. 

از سعادت، محبت خیزد و از محبت ، رویت.
خدایا مارا به حال خودمان وامگذار.
 

 

 

ما فاتحان خام فتحهای بی فایده نیستیم ، حکایت ما ، حکایت بازجستن روزگار وصل است. دراین دیرگاه دورماندن از اصل خویش ؛دراین هجوم تکنولوژی دردسر ساز وجنگ طلب ، کوهنوردی عشق به طبیعت است . عشقی به پاکی چشمه سار ، به سبزی جنگل ، به نیلگونی دریا، به صلابت سنگ، به لطافت گل ، به فروتنی خاک ،‌ به سپیدی برف ، به توفندگی طوفان ، به سبکی نسیم وبه سنگینی کوه. 

کوهنوردی عشق به طبیعت است و عشق به طبیعت ، ورزش ما نیست ؛ باور ماست ، زندگی ماست . به راستی که کوهنوردی فقط ورزش نیست، کوهنوردی یک روش زندگی است . روشی که در آن یک سیب بین همه اعضاء گروه تقسیم می شود . روشی که در آن قوی ترین عضو گروه به پای ضعیف ترین راه می رود .راهی که رقابت ندارد که به رهروانش حقوق نمی دهند و ایشان را نیازی به سوت وکف مشوقان درقله نیست .ناجی بی منت یکدیگرند .  گروه می سازنند تا دل جوانان به  سنگ بند کنند  تا به ننگ بند نشود.

مزدشان معراج روح است و تشویقشان نوازش باد.

قانونشان عشق است و قانون گذارشان معشوق.

عشق به طبیعت ، عشق به زندگی است و زندگی تجلی عشق است و مرگ آنجاست که عشق نیست./