يادداشتهاى يك كوهنورد

به یادت داغ بر دل می نشانم…

به یادت داغ بر دل می نشانم

ز دیده خون به دامن می فشانم 

چو نی ،  گر نالم از سوز جدایی

نیستان را  به آتش  می کشانم

به یادت ای چراغ روشن من

زداغ دل بسوزد دامن من 

ز بس در دل، گل یادت  شکوفاست

گرفته بوی گل ، پیراهن من

همه شب خواب بینم ، خواب دیدار

دلی دارم ، دلی بی تاب دیدار 

تو خورشیدی و من شبنم چه سازم

نه تاب دوری و نه تاب دیدار 

سری داریم و سودای غم تو

پری داریم و پروای غم تو 

غمت از هرچه شادی دلگشاتر

دلی داریم و دریای غم تو

عکس مزار محمد اوراز ،‌ عکس از عباس جعفری