يادداشتهاى يك كوهنورد

شاه البرز 4250 متر

اینبار هدفمان ،  قله ی زیبای شاه البرز به ارتفاع 4250 متر  از کوههای البرز غربی واقع در منطقه ی طالقان است. صبح پنج شنبه از کرج حرکت می کنیم . بعد از آبیک به سمت شمال وارد جاده ی طالقان می شویم ،‌ طولی نمی کشد که برروی گردنه طالقان هستیم . ماشین رو به شونه ی خاکی هدایت می کنم. پیاده می شویم. باد سرد صبحگاهی کرختی رو حسابی از بدنمون بیرون می کنه! آبادی های طالقان در سرتاسر این دره ی پربرکت و پرآب همچون نگین های گردنبندی زیبا  پراکنده شده اند. چه نمایی داره کوههای طالقان از اینجا !  شاه البرز با تمام ابهتش در دوردستها ما را به سوی خود می خواند.

 

بعد از شهرک به سمت ده حسن جون می رویم . ماشین رو در درون باغی ،‌روبروی مسجد ده پارک می کنیم ، کوله هایمان را به دوش می اندازیم و حرکت خودمان را شروع می کنیم. یکی از پیرزنهای ده بادیدن ما با رویی گشاده برمی گرده و می گوید: برید جوونها خوش باشید! تشکری کردیم و به راهمان ادامه دادیم.

حدود 3 ساعتی را در  مسیر دره بالای ده و میان کوچه باغهای زیبای آن بودیم. مسابقه ای بین بچه ها ، سر گردو پیدا کردن روی زمین  شروع شده بود. درختهای سیب بدون برگ اما پر از سیب های قرمز و زرد  توی مسیر فراوان بودند. ما هم اصلا نامردی نکردیم و  کاری به سیبها نداشتیم!!!  خداییش جای شما خالی بود !

مدفوع روی زمین نشان می داد که خرسها از بالای کوه پایین آمده اند و توی این فصل سرما ،‌خوراکی شان همین میوه های سیب افتاده بر روی زمین می باشد. کمی جلوتر به درختهای آلو و زال زالک برخوردیم و یه اتراق اضطراری دیگه هم به جا اوردیم!

 

 

باغهای بالای روستای حسن جون

 

  آخرین محل دره که چشمه ی خوبی هم دارد به نام دوآب معروف است . شاید به خاطر دو شاخه رودی  که در این قسمت بهم می پیوندند و رود خانه اصلی را تشکیل می دهند. سوار بر روی یال به سمت بالا حرکت می کنیم. به تابلویی می رسیم که دو جهت شمال شرقی و شمال غربی را مشخص کرده است. سمت چپی به نام چال یورت و سمت راستی به نام عباس یورت معروف است. مسیر زمستانی در امتداد همین یال می باشد  ولی چون برف خیلی زیادی نبود ما مسیر چال یورت را انتخاب می کنیم .

ساعت 4:30 بعدازظهر می باشد. هنوز تا تاریکی هوا وقت داریم ولی چون باد سردی شروع به وزیدن کرده ،‌ بالارفتن بیش از این را صلاح نمی دانیم . چادر را به سرعت  در درون یک گودال برفی بر پا می کنیم. و بساط عیش و نوش را سریع برقرار می کنیم.

نصف شب به قولی آقا رحیم همه رادیاتوراشون جوش آورده و باید یه سری بیرون بزنند!! از چادر بیرون می زنیم.  هوا از این بهتر نمی شه . آسمان شب در نهایت زیبایی است. پر از ستاره ،‌  حتی سفیدی کهکشان راه شیری رو به صورت یه ابر سفید در آسمان می توان دید.

 

 

 

غروب ....  

 

صبح ساعت 4 از خواب بیدار می شویم. دو تا شکلات صبحانه را باز می کنم و درون یک ظرف ،‌ روی گاز اونها را داغ می کنم. کافئین شکلات به خاطر اثر افزایش دهنده ضربان قلب موجب گرم شدن بدن در طی روز می شود وبرای برنامه های زمستونی خیلی مناسبه . فلاسک رو پر از چای شیرین و داغ  می کنیم و  پس از شال وکلاه کردن ،بیرون می زنیم. حرکتمان ساعت 6 صبح است. یک شیب بسیار تند برفی را بالامی رویم تا مجددا برروی یال اصلی منتهی به خط الراس قله قرار بگیریم. باد سرد و نسبتا شدیدی روی یال در حال وزیدنه. پس از سه ساعت به خط الراس می رسیم و به سمت چپ راهی قله می شویم. از خط الراس تا قله چیزی حدود 1 ساعت راه می باشد. ساعت 10 صبح است که دیگه جایی برای بیشتر بالا رفتن وجود ندارد. روبرویمان در شمال علم کوه و قله خرسان و هفت خوان ها دیده می شوند. در سمت شرقمان قله ها ی آزاد کوه و دماوند قراردارند و در سمت شمال غربی قله ی سیالان دیده می شود. سریع چند تا عکس یادگاری می گیریم و به سمت پایین حرکت می کنیم.

 

 

بر فرازقله ی تیغه ای  شاه البرز ساعت 10 صبح 5 آذر 84

 

حدود ساعت 5 بعداز ظهر بود که به باغهای بالای روستا رسیدیم. تا روستا دیگر راهی نمانده است. این مجید عجب روحیه ای دارد. با وجود این همه خستگی ،‌ دست از آواز خوندن بر نمی داره هر چند صدای جالبی نداره ولی کلی روحیه به بچه ها می ده.

قبل از اینکه هوا کاملا تاریک شود برمی گردم و آخرین نگاهم را به قله می اندازم . شاه البرز را  با تمام سختی هایش صعود کردیم ولی موقع  صعود ،‌این  تازیانه های باد سرد به صورتهایمان  بود که به ما یاد آوری می کرد که توی یه چنین شرایطی  تنها بخاطر لطف خداوند ورحم طبیعت  است که توانستیم  پا بر روی قله بگذاریم.

خدایا ! هیچ وقت این توانایی و سلامتی را ازما نگیر.

همنوردان : آقای رحیم قره داغی ( سرپرست ) ،‌ مجید تهرانی ،‌ امیر حسن کاظمی‌ .

عکس اول ودوم از محمد