يادداشتهاى يك كوهنورد

در انتظار بهار

 

 

زمستون ، تن عریون باغچه  چون بیابون

درختا ،‌افقهای برهنه زیر بارون

نمی دونی تو که عاشق نبودی

چه سخته مرگ  گل برای گلدون

گل وگلدون چه شبها ، نشستند بی بهانه

واسه هم قصه گفتند عاشقانه

چه تلخه! چه تلخه!

باید تنها بمونه قلب گلدون

مثل من که بی تو  ، نشستم زیر بارون زمستون

زمستون برای تو قشنگه پشت شیشه

بهاره ،‌  زمستونها برای تو همیشه

تو مثل من زمستونی نداری

که باشه لحظه ی چشم انتظاری

گلدون خالی ندیدی نشسته زیر بارون

گلهای کاغذی داری تو گلدون

تو عاشق نبودی ببینی تلخ روزهای جدایی

چه سخته!  چه سخته ! بشینم پیش تو با چشمهای گریون

 

 

 


تلاش برای صعود زمستانی زرینه کوه ( ماست چال ) از مسیر جدید

قله ی زرینه کوه یا ماست چال (؟)به ارتفاع تقریبی 4200 متر یکی از قله های وحشی و بکر منطقه طالقان می باشد.مبدا صعود این کوه از سمت جبهه ی جنوبی روستای ناریان و از سمت جبهه ی شرقی و شمال شرقی روستای انگوران می باشد.

این قله برروی خط الراس شرقی غربی ،  کندوان – علم کوه قرار دارد و از طریق گردنه ی سیالیز واقع در زیر قله و از طریق تنهادهلیز قابل عبور به نام دریچه بنداز سمت شمال به روستای زیبا وکوهستانی دلیر از توابع استان مازندران منتهی می شود.  روستای دلیر از طریق یک جاده ی خاکی بطول تقریبی 20 کیلومتر به جاده چالوس و دوراهی دزدبن متصل است. )

مسیر کوهپیمایی ناریان به دلیر در فصل بهار یکی از زیباترین برنامه های کوهپیمایی می باشد که بارها این مسیر را به اتفاق دوستان پیموده ایم. 

صعود زمستانی این کوه به علت فاصله دور از مبادی صعود ونیز یالها و گرده های طولانی با شیب زیاد و بهمن گیر یکی از سخت ترین برنامه ها ی زمستانی می باشد. باتوجه به اطلاعات موجود بدست آمده ازگزارش برنامه های سایر کوهنوردان ، تاکنون تلاشهای بسیار کمی جهت صعود این قله درزمستان صورت پذیرفته است.  

اینبار به همت دوستان گروه هفتخوانقصد صعود این قله را از طریق جبهه ی جنوبی و از روستای ناریان را کردیم که بعد از دو ونیم روز تلاش طاقت فرسا بدون صعود نهایی قله همراه بود.  

( به علت حجم زیاد برف آنهم بصورت کاملا پودری و ناپایدار که در برخی قسمتها خطر ریزش بهمن بسیار بود و با تشخیص سرپرست ، گروه از ادامه تلاش منصرف شد ، چون به قولی هیچ کوهی ارزش مردن را نداره !!!) 

اما لذت صعود در یک چنین منطقه زیبا و بکری  قابل وصف نیست .

 

شب مانی برروی یال ، قله زرینه کوه در زمینه عکس دیده می شود . ( فقط یک خیز آهو فاصله است !)

 

آبی ، اما به رنگ غروب 

 

Deep in snow!

 

 

بازگشت ...

عکسها از محمد  دی ماه 85  

نفرات تیم : هادی صابری ( سرپرست ) ، رحیم خواجه کرام الدین ، میرسلیمی ، مهدی صابری و محمد

 


برای این روزهای عزیز

برای  نوشتن مطلب زیر خیلی دچار شک وتردید بودم. اما فارغ از هرگونه تعصب کور کورانه ای این نوشته را تا انتها بخوانید. خوشحال می شوم اگه من و دیگران  رو از نظرتون مطلع کنید.   

چند روز پیش از مرکز شهر می گذشتم  که صدای بلند یه نوار تند توجهم را به خود جلب کرد. پیش خودم گفتم بابا اینا دیگه کی هستند ! توی محرم با صدای بلند نوار تکنو گذاشته اند! ولی تعجبم زمانی بیشتر شد که نزدیکتر شدم و متوجه شدم اون نوار ، یک مداحیه که طرف پشت سر هم حسین حسین می گه !!

آی آقا جان قربان اون معصومیت و مظلومیت برم که هنوز هم مورد ظلم این جماعت علاقه مند و مریدت هستی .  

دیشب خسته و کوفته  بخاطر کم خوابی های این چند ماهه  زود به  رختخواب رفتم تا یکی دو ساعت بیشتر بتونم بخوابم . اما دیری نگذشته بود که با صدای طبل و ساز و دهل دسته ای که از جلوی خونمون می گذشت به سقف اتاقم چسبیدم !! خداییش جنگ بشه اینقدر سر و صدا راه نمی افته . اصلا مشخص نبود طرف چی می خونه ؟! بقیه ،  پشت سرش فقط زنجیر می زدند!! یک ربعی  گذشت تا  اینها از جلوی خونمون گذشتند و تازه پلکها دوباره داشت سنگین می شد که دسته ای دیگر هوس کرد از جلوی خونه ما بگذره و...!! نمی دونم اینها به روح اعتقاد ی دارند ؟!  

اون راننده تاکسی برای امام حسین سیاه می پوشه و توی مسیر هم نوار نوحه گذاشته ، بعد موقع پیاده شدن دو برابر کرایه رو طلب می کنه  و وقتی ازش می پرسم داداش تو که برای امام حسین مشکی پوشیدی راضی می شه پول حروم سر سفره ببری ؟ می گه آره و یه لیوان آب هم روش می خورم.  

این یکی خودشو در حد یک سگ پایین می یاره و می گه اگه این قلاده رو از گردن این بندت باز کنی و با لگد از حرم بیرون کنی باز هم بخاطر عشقت به صحنت پناه می یاره !!  

اون یکی که تا همین دیروز ناموس مردم از دستش امان نداشتند حالا می شه علم کش سینه چاک دسته مسجد  محل ! 

این یکی توی مجلس عزاداری  طوری ضجه و عربده می کشه که آدم فکر می کنه که الانه قالب تهی کنه!

اون یکی طوری زنجیر می زنه و به سر و سینه می کوبه که آدم جای اون دردش می گیره !!

این رسانه ملی که به ناچار تنها تفریح ما شده یک هفته اینور و آنور کلا تعطیله و جز سیاهی و ناراحتی و غم و غصه چیزی نداره .

و  

....  

بخدا از این همه تناقض و دورویی بیزار شده ام. کاش بجای این همه عزاداری های ظاهری و بدون فایده کمی سیره و اخلاق والای امامان را در زندگی بکار می بردیم. بداخلاقی نمی کردیم. حق همدیگه را ضایع نمی کردیم و زندگی رو برای همدیگه زهر مار نمی کردیم. ای کاش امام حسین می بود و درس والای آزادگی و انسانیت را  یادمان می داد .  

ای کاش..