يادداشتهاى يك كوهنورد

بازمانده

کسانی که در زمستون در مناطق صعب العبور کوهستان دچار بهمن زدگی می شوند و صدها تن برف بدن آنها را له می کند ، تنها زمانی می تونند به آغوش خاک بازگردند و در آرمگاه ابدی خویش آرام بگیرند که بهار از راه برسد و با آب شدن برفها نشانه ای از بدن آنها از برف بیرون بزند و کوهنوردان دیگر متوجه آن شوند و جسد  آنها را بیرون بکشند.

فکر کنید توی فصل بهار از داخل دره و از روی یک بهمن باقی مانده از  فصل زمستون رد می شوید و ناگهان یک صحنه مانند زیر می بینید.

شما جای ما بودید چی کار می کردید؟

 

 



 

..

....

 

شوخی کردم! نترسید! منو اینجا ببینید که در حال بیرون آمدن از زیر توده برفی باقیمانده از بهمن زمستون گذشته می باشم.


ای دیو سپید پای در بند

 

  

ای   دیو   سپید   پای   در بند      ای  گنبد  گیتی  ای  دماوند

از سیم به سر یکی   کله خود     ز آهن به میان  یکی کمربند

تا    چشم    بشر نبیندت روی     بنهفته   به   ابر   چهر   دلبند

چون گشت زمین ز جور گردون      سرد و سیه و خموش و آوند

بنواخت ز خشم بر فلک مشت      آن مشت تویی تو  ای دماوند

تو  مشت   درشت    روزگاری      از گردش   قرن ها پس افکند

نی نی تو نه مشت روزگاری       ای کوه نی ام زگفته  خرسند

تو     قلب     فسرده   زمینی       از   درد  ورم   نموده یک چند

تا   درد    و   ورم   فرو نشیند       کافور   بر   آن   ضماد  کردن

                                                                             ملک الشعرای بهار          

عکسها از محمد

مکان : روستای لاسم ‌،‌ قله ی دوبرار


قلعه لمبسر

نیمروز یک روز گرم و زیبای خرداد ماه ،‌ خورشید در آسمان بی داد می کند .شکوفه های  زیبای بهاری محوطه درون قلعه را به زیباترین حالت ممکن مفروش کرده اند.  بر روی لبه ی  یکی از باروهای قلعه ایستاده ام و به دشت سرسبز رو به رویم می نگرم.باغها و خانه های پایین دست و روخانه خروشان و مارپیچ نینه رود که پس از دره وارد باغها وشالیزارهای روستای رازمیان می شود.

 غرق در افسون تاریخ پر رمز وراز قلعه الموت و لمبسر  هستم . ای کاش ممکن بود  زمان به عقب برمی گشت ومن می توانستم ساعاتی را  از آن دوران سرتاسر حماسه و تلاش را تجربه می کردم. در و دیوار و سنگهای اینجا رازهایی نهفته بسیاری  را در سینه خود نگاه داشته اند.
 

 قسمتی از  دیواره های  به جا مانده در اطراف قلعه. به راستی چند صد سال قبل با چه امکاناتی و با چه جرات و دقتی  این دیوارها را بدین گونه برپا کرده اند؟  به گونه ای که هنوز هم بعد از این همه سال این چنین استوار ایستاده اند. 

قلعه لمبسر در بخش الموت  رودبار شهرستان ،‌  از توابع قزوین در شمال شرقی روستای رازمیان واقع گردیده و جزو مهمترین قلاع اسماعیلیه در عصر سلجوقی است. سال ساخت بنای قلعه در متون تاریخی نیامده اما به نظر می رسد که از استحکامات دوره ساسانی وقرون اولیه اسلامی باشد.قلعه لمبسر به واسطه موقعیت و اهمیت خاص خود در دوره تسلط اسماعیلیه شهرت پیدا کرده و پس از قلعه الموت مهمترین قلعه بشمارمی رفته است. 

قلعه لمبسر بر بالای کوه وسیع و مسطحی که به واسطه رودهای اطراف در دامنه های غربی ،‌ شرقی و جنوبی از رشته کوههای اطراف جداست قرارگرفته وبه همین دلیل به قولی حتی از دژ الموت نیز مستحکمتر بوده است. زیرا از سه جهت پرتگاههای مخوفی داشته و غیر قابل نفوذ بوده و  وسعت بی نظیر آن اجازه کشت به اهالی آن می داده است ،‌بنابراین با محاصره  نیز امکان تصرف قلعه دشوار بوده است. 

از معدود بناهای سالم بجا مانده در داخل قلعه. باقی ابنیه قلعه زیر خاک مدفون می باشند. 

قلعه لمبسر ابعادی در حدود 480 متر در جهت شمالی – جنوبی و190 متر در جهت شرقی – غربی داشته و اختلاف سطح پایینترین و بالاترین قسمتهای آن 150 متر است. ( مساحتی حدود 9 هکتار )

بر قسمتی از سمت شرقی آن شرف به نینه رود که شیب کمتری دارد دیوارعظیمی بنا کرده اند که حدود 10 متر ارتفاع داشته و هم اکنون بخشهایی از باروی آن باقی مانده است. در دیگر قسمتهای قلعه به واسطه عدم نفوذ پذیری طبیعی ،‌ برج و بارویی کوتاهتر ساخته اند . از استحکامات شمالی قلعه که تنها راه نفوذ ودسترسی به قلعه را شامل می گردیده اثری به جا نمانده اما با توجه به آثار باقی مانده این بخش مسلما داراری دروازه ،‌ برج و باروهای معظم بوده است.

 

آب انبارهای عمیق کنده شده در دل سنگ  در داخل قلعه . برخی از حوضچه ها با همدیگر راه دارند به نحوی که سر ریز آب یکی داخل بعدی می ریزد. شاید به علت جلوگیری از سرریزی آب و نیز ته نشین کردن روسوبات آب و بدست آوردن آب زلالتر.

آبراههای کنده شده روی سنگ را می توانید در قسمت راست و پایین تصویر تشخیص دهید. 

برای ساختن استحکامات از مصالح سنگ با ملاط ساروج و ساروج یک پارچه استفاده شده است. آب قلعه توسط آبراهه ای کنده شده در سنگ از نینه رود در فاصله دو فرسنگی قلعه تامین می شده است که در چندین آب انبار ذخیره می شده ، همچنین در پایین دیواره شرقی راهروی سرپوشیده ای به عرض 95 سانتی متر قرار داشته که با پله های ناهموار ارتفاع 190 متری قلعه تا سطح رود خانه را به هم مرتبط می ساخته است.

به اذعان محققان ایرانی و خارجی قلعه لمبسر از قلعه های وسیع و قابل توجه دفاعی ساخته شده توسط انسان می باشد.

   

عکسها از محمد  

*برای رفتن به قلعه می توانید پس از رسیدن به قزوین ، به سمت شمال وارد جاده ی الموت شوید که پس از گذشتن از گردنه و سر ازیر شدن از آن وارد رجایی دشت شوید. پس از رجایی دشت یک دوراهی با تابلو مسیر قلعه لمبسر که در روستای رازمیان می باشد را مشخص کرده است .

** با استفاده از جزوه میراث فرهنگی قزوین

 

 


چکاد

 

زیر کلاهک ، معلق بین زمین و آسمون روی پله ی دوم رکابم ایستاده ام و تا اونجایی که می تونم خودمو می کشم تا به میخ بعدی برسم .دستم تا نزدیکیهای میخ میره ولی نمی تونم کارابین رکابمو توی اون بندازم. آخ که چقدر فاصله دار هستند این میخ ها ! زبونم از تشنگی مثل کروات شده! توی رکابها و خود حمایتها و طناب صعود حسابی پیچیده شد ه ام به قول بچه ها سالاد شده ام !! بعضی وقتها احساس می کنم که الانه اشتباهی گره هشت صندلی صعود م را ناخود اگاه باز کنم و بعد مثل یه گوجه فرنگی ...!!

علی توی کارگاه تشویق و راهنمایی می کنه :  ماشاء الله ممد یه تلاش دیگه بکن. اون یکی پاتو که توی رکاب نیست را به زیر کلاهک بزن و با دست مخالفت اسلینگی رو که روی اون هستی  رو بگیر. د بلند شو دیگه پسر!!!

تق کارابین که در می یاد به این معنی است که رکاب به میخ وصل شده . با یه حرکت ژان گولری !! خودم را روی رکاب بعدی بلند می کنم  . اما تازه گریه اش مونده چون  اسلینگ و رکاب قبلی ام جامونده و باید یک تلاش و کشش معکوس دیگه بکنم تا اونها رو بردارم.

این درست  زمانی است که به خودت ،‌ به سنگنوردی ،‌ به گشایندگان بی انصاف این مسیر ،‌ به زمین ، به زمان و خلاصه به هر چی که هست فحش می دی . آخه نونت نبود ، آبت نبود ...!!!!

به کارگاه که می رسم  اون رول زنگ زده رو می بینم  که علی کارگاهش کرده و تموم این مدت وزن علی و خودم  روی اون بوده . یه نگاه معنی داری به علی می کنم و اونهم فقط نیشش رو باز می کنه .

....

......

دیواره پلخواب در کیلومتر 30 جاده چالوس و روبروی روستای پلخواب  قرار گرفته است. طول این دیواره از پای دیواره  تا قسمتهای قابل صعود آن  حدود 100 متر می باشد . جنس سنگ آن ، گرانیت می باشد. مسیر های زیادی روی این دیواره باز شده اند که درجات سختی آنها از 9- 5 تا cd 13- 5  را شامل می شود.

 قلعه ای تاریخی در پای این دیواره نیز وجود دارد . بعضی وقتها به بچه ها به شوخی می گم  چند صد سال قبل آدمهای توی این قلعه  کی می تونستند باورکنند  که بعد ها کسانی بیایند  که از در و دیوار سنگهای این دژ محکم بتونند بالا و پایین بروند!!!

جدیدا سمت چپ دیواره یه مسیر جدید زیر یک سقف بزرگ توی بالاترین نقطه دیواره توی ارتفاع 80 متری باز کرده اند که خیلی وسوسه کننده است . من وقتی که این مسیر رو دیدم چشام سیاهی رفت . ولی ما که قرار نیست آدم بشیم. پس با بچه ها قرار گذاشتیم که بعدا  این مسیر رو هم یه امتحانی کنیم