يادداشتهاى يك كوهنورد

باز امشب در اوج آسمانم

 

 

امشب در سر شوری دارم

امشب در دل نوری دارم 

باز امشب در اوج آسمانم

رازی باشد با ستارگانم 

امشب یک سر شوق وشورم

ازاین عالم گویی دورم 

از شادی پر گیرم که رسم به فلک

سرود هستی خوانم در برحور وملک 

در آسمانها غوغا فکنم

سبو بریزم ،  ساغر شکنم 

امشب یک سر شوق وشورم

از این عالم گویی دورم 

با ماه وپروین سخنی گویم

وز روی مه خود اثری جویم 

جان یابم زین  شبها

می کاهم از غمها 

امشب یک سر شوق و شورم

 از این عالم گویی دورم

عکس از محمد

روستای ناریان طالقان  ، شهریور 85