يادداشتهاى يك كوهنورد

کدام آبی ؟ کدام قرمز؟

کدام آبی ؟ کدام قرمز؟

من نمی دانم چرا اینقدر این قضیه رو بزرگ می کنند. آخه نابینا شدن چشمهای یه سرباز وظیفه از یکی از روستای سورش جان چهارمحال بختیاری در جریان یه مسابقه فوتبال چقدر ممکنه اهمیت داشته باشه؟ مهم اینه که طلسم عدم شکست قرمزها شکسته شده . مهم اینه که اونا از جام حذفی حذف شده اند. حالا این وسط چشمهای یک سرباز وظیفه مگه چقدر ارزش داره ؟ اصلا کی اهمیتی می ده ؟ حالا که اون سرباز نه تنها نمی تونه بعداز سربازی عصای دست پدرومادرش باشه ، که بادو چشم نابینا ،پدرومادرش باید عصاکش او باشند. اینکه وی دیگر شاهد هیچ زشتی یی از فوتبال ما نخواهد بود. حالا اون طرفدار وحشی و حیوان صفت تیم سپاهان می تونه حسابی شادی کنه و از برد تیمش راضی باشه.

اختلاف سطح فرهنگی رو می تونید ببینید؟ توی انگلستان هم ورزشگاه می روند و بشدت از تیمهای مورد علاقه شان دفاع می کنند ، تماشاگران کنار زمین اگه دستشان را دراز کنند به بازیکن توی زمین می رسه حالا اینجا هم ورزشگاه می روند و برای ساکت کردن طرفداران تیم مقابل بر سر و صورتشان نارنجک پرتاب می کنند!!

متاسفانه فوتبال توی جامعه ما هم از اموراتی است که ما رو حسابی با آن سرگرم کرده اند تا ذهنمان مشغول بحرانها و مسایل اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی کشیده نشود. چیزی مثل یه مسکن یا یه ماده مخدر که خیلی از ماها را سرگرم خویش ساخته است. امثالی مثل شاهین و فرزان تقصیری ندارند که سر میز صبحانه بخواهند درباره برد و باخت تیم های مورد علاقه شان باهمدیگه بحث کنند. به قولی فرزان ،جوان ایرانی مگه چند تا دلخوشی می تونه داشته باشه ؟ اگه این فوتبال لعنتی نباشه دیگه دلمان به چی خوش باشه؟

 اگه توی یه برنامه  مثل نود ، ساعتها سر این مسایل فوتبال توی سرو کله همدیگه بزنند ، اصلا مشکلی به وجود نمی آید،  تازه به فردوسی پور وبرنامه اش آخر سال جایزه هم می دهند اما کافیست  که برنامه های پراشتباه دولت یا معضلات جامعه توی یه برنامه بصورت چالش بر انگیز بررسی شود تا کافی باشد که مجری آن برنامه و تهیه کنندگان آن کله پا شوند! ( ماجرای آقای حسنی و کوله پشتی رو به یاد می آورید؟) به همین خاطر است که از فوتبال با همه ی حاشیه های فراوان و زشتش بشدت متنفر می باشم.

جایی خوندم که نوشته بود :( این افراد جامعه هستند که ساعاتی به ورزشگاه می روند نه تماشاگرانی که برای دقایقی به جامعه می روند. اگرروزی بدون ناسزا گویی و پرخاشگری را در شهر تجربه کردیم ، می توانیم امیدوار باشیم که در ورزشگاهمان هم سطح بد فرهنگی کاهش پیدا کند.)

شما چه نظری دارید؟