يادداشتهاى يك كوهنورد

رها

 مثل زمانی که توی تاکسی نشسته باشی و ناگهان ترانه ای که خیلی دوستش داری  از رادیو پخش بشه و تو دوست نداری تا پایان اون از ماشین پیاده بشی حتی اگه هم از مقصدت رد بشی .

مثل زمانی که دم در خونه ، داری بند کفشاتو می بندی و اون ترانه دوباره از تلویزیون پخش بشه و تو بند کفشاتو باز می کنی و می پری تو ی خونه و به اون گوش می دی .

 مثل زمانی که توی محل کار ، هدفون رادیو توی گوشت هست وناگهان دلت دوباره می لرزه و می ری لب پنجره ، کمی اونو باز می کنی و ریه هاتو ازهوای پاک و سرد کوهستان پر می کنی و دلتو می سپاری به این ترانه . ترانه ای که تو رو یاد خیلی چیزها می اندازه. یاد خاطرات ترک خورده !   

 نه بسته ام به کس دل
نه بسته کس به من ، دل
چو تخته پاره بر موج
رها، رها، رها، من

ز من هر آن که او دور
چو دل به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک
از او جدا جدا من

نه چشم دل به سویی
نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی
به یاد آشنا ، من

ستاره ها نهفته
در آسمان ابری
دلم گرفته ، ای دوست
هوای گریه با من
هوای گریه با من ...

 

ترانه هوای گریه از البوم نسیم وصل ، همایون شجریان

 

عکس از محمد