يادداشتهاى يك كوهنورد

سفر نامه مریوان – اورامانات – پاوه (قسمت اول )

اورامانات ومنطقه ی کرد نشین غرب کشورمان را خیلی دوست داشتم از نزدیک  می دیدم. بالاخره توی تعطیلات طلایی خرداد ماه  امسال فرصتی نصیبم شد که به این آرزوی دیرینه خودمون برسم و چه تجربه و سفر لذت بخش و خاطره انگیزی داشتیم .

به همراه بچه های گروه خودمان و  تعدادی دیگر از کوهنوردان کرجی  ،با یک اتوبوس ولوو ساعت 8 شب روز شنبه 11 خرداد، کرج را به مقصد مریوان ترک کردیم. سفرمان حدود12 ساعت دردل شب به همراه  دیدن شو های کردی از تلویزیون طول کشید. بچه ها هم که وسط اتوبوس رقص و پایکوبی به سبک کردی راه انداخته بودند و خلاصه حسابی ترکونده بودیم.

 از شهرهای ساوه ، همدان ، سنندج به ترتیب عبور کردیم و در نزدیکی های صبح بود که به روستای نگل رسیدیم . این روستا به خاطر داشتن یک نسخه ی خطی بسیار باارزش مربوط به صدر اسلام معروف می باشد .

 پس از بازدید از این روستا به سمت مریوان حرکت کردیم. اطراف جاده جنگلهای بسیار بکر و زیبای بلوط و سقز و مازو  که مربوط به جنگلهای غرب کشور می باشد دیده می شدند.وسعت این جنگلها حدود 185 هزار هکتار می باشد که با جذب رطوبت ابرهای بارانزای  منطقه ی مدیترانه ای پوشش بسیار زیبایی از درختهای تنک پدید آورده اند. 

به مریوان می رسیم . شهر تفریحی مریوان بسیار پویا وشاداب به نظر می آمد. گشتی در بازارچه آن می زنیم . این بازار چه ها برخلاف مرزی بودنشان چیز خاصی برای عرضه نداشتند وخیلی از اجناس آنها را می شد در تهران وبا قیمتهای پایین تر یافت.

توی شهر همه مردان چه جوان وچه مسن  بدون استثناء شلوارهای چین دار و گشاد کردی پا کرده بودند و ماها که با اون شلوارهای رنگارنگ  کوهنوردی وبعضا پاچه کوتاه توی شهر می گشتیم خیلی تو چشم می زدیم.

بعد از خرید  به سمت دریاچه زریوار حرکت می کنیم. دریاچه زریوار در 2 کیلومتری غرب شهر مریوان ودر ارتفاع‌ 1285 متری‌ از سطح‌ دریا قرار داد و از زیباترین‌ میراث‌های‌ طبیعی‌استان‌ کردستان‌ به‌ شمار می‌آید. طول دریاچه حدود 5 کیلو متر و عرض آن حدود 1500 متر می باشد. آب این دریاچه  از چشمه های جوشان درون آن تامین می شود. 

دریاچه زریوار ، سرزمین نیلوفرهای آبی با گلهای سفیدی است که بیشتر در کناره های دریاچه و سواحل آن دیده می شوند و شکوه و عظمتی بی نظیر به آن داده اند. البته ما موفق به دیدن این گلها نشدیم چون زمان روییدن آنها هنوز فرا نرسیده بود. 

 امکانات قایق های تفریحی پدالی و موتوری در کنار ساحل دریاچه در نظر گرفته شده است .آب دریاچه به علت لجنی و گلی بودن ساحل آن قابل شنا کردن نیست ضمنا شنا در وسط دریاچه هم با قایق ممنوع می باشد. 

در یکی از آلاچیق های کنار ساحل ،  عکس جالبی  را دیدم که مربوط به زمستان منطقه بود وسطح دریاچه کاملا یخ زده بود و مردم به راحتی در سرتاسر آن مشغول قدم زدن بودند. 

درباره‌ این‌ دریاچه‌ افسانه‌های‌ متعددی‌ وجود دارد که‌ مشهورترین‌ آنها وجود شهری‌ مدفون‌ در زیر آب‌های‌ دریاچه‌ است‌.

 

دریاچه زریوار

دریاچه زریوار را ترک می کنیم و با سه دستگاه مینی بوس  به سمت جنوب و منطقه ی اورامانات حرکت می کنیم. برای رسیدن به اورامانات دو گردنه نسبتا مرتفع را در یک جاده ی آسفالت مناسب طی می کنیم.  جاده ها و گردنه های این منطقه در لبه ی مرزی با عراق قراردارند به گونه ای که اگر برروی گردنه های این منطقه قرار بگیری می توانی در سمت غرب ، مناطق  سلیمانیه و کرکوک عراق را ببینی و در سمت شرق هم که روستاهای منطقه ی اورامانات و پاوه و مریوان قرار گرفته اند.

از گردنه تا اورامانات تخت قبلا جاده خاکی بوده اما در این چند سال گذشته به تازگی آنرا آسفالت کرده اند اما از اورامانات تخت تا پاوه ،  جاده همچنان خاکی و بسیار غیر ایمن می باشد. 

کمی که از گردنه پایین تر می آییم از ماشین ها پیاده می شویم و حرکت خود را شروع می کنیم. برنامه ما پیمودن این دره بسیار زیبا از دامنه های شمالی می باشد به گونه ای که کلیه ی روستا های منطقه اورامان در مقابل ما و در آنسوی دره قرارمی گیرند.  

 

روستای کماله از اولین روستاهای اورامانات تخت 

چیزی که در مورد اکثر  خانه های منطقه ی کردستان و از جمله اورامانات دیدیم وجود خانه های ساخته شده بر روی هم می باشند بصورتی که همانند ماسوله سقف یک خانه حیاط خانه ی بالایی می باشد و این بعلت کوهستانی بودن منطقه می باشد. به گونه ای که اورامانات را هزار ماسوله نیز می نامند.

روز اول حدود 4 ساعت کوهپیمایی می کنیم و در یک منطقه ی مسطح در کنار چشمه ای بسیار گوارا و خنک شب را به صبح می رسانیم. رقص و آواز کنار آتش هم تا نیمه های شب برقرار بود. جای همتون خالی !