يادداشتهاى يك كوهنورد

صعود سراسری زمستانی دماوند-بهمن 88

صعودهای سراسری زمستانی برام خیلی جذاب هستند ؛ وقتی از همه جای ایران ، کوهنورد ها با قومیت  ها ، زبان و لهجه های گوناگون دور هم جمع می شوند تا با پوشیدن کفش و پوشاکهای رنگارنگ مخصوص صعودهای زمستونیشون  در کنارهمدیگه صعودی لذت بخش و خاطره آفرین داشته باشند .

چه حس خوبی داره  زمانی  که صبح توی اون سرما از چادرهامون بیرون می آییم و یکصدا تیممان فریاد می زنند : صبح بخیر ایران ! و تیم مجاور جواب سلام ما را به گرمی می دهند.

چه لحظه های خوبی هستند دیدار همنوردان قدیمی ،   وقتی دوستی رو که دوسال پیش در  جانپناه کول جنون اشترانکوه  دیده ای ، در تیم لرستان ببینی و دوباره با هم کلی خوش وبش کنی.

ودر نهایت صعود در  کنار مربیان بااخلاق ، پیشکسوتان  و بچه های متواضع و مهریان تیم ملی ، تجربه ای بسیار گرانبها وماندگار  می باشد .

 

 

 

اما صعود سراسری زمستانی امسال به قله دماوند از چهار جبهه  وبا حضور 172 کوهنورد مرد و 33 کوهنورد زن برگزار شد.( اصل خبر ) برخی از عکسها و نکات این برنامه :   

 

ادامه مطلب

کوله پشتم را ببند...


کوله پشتم را ببند که فردا صبحگاهان ، برفراز قله ی برفی وعده دارم با خورشید ،

کوله پشتم را ببند که از دره پر درد انسانها ، دلم از درد لبریز است .

کوله پشتم را ببند ، سفر تا اوج پرشکوه قله ها دارم ، که آنها یاد آور صبح میعادند.

کوله پشتم را ببند که من از دامن کوه ، خورشید و آسمان ، برایت کوله باری از مهر خواهم چید.

پی نوشت : بعد از سه ماه تمرین و اشتیاق وصف نشدنی برای بودن در تیم کرج ،  راهی صعود سراسری کشور برای صعود بام  همیشه سپید ایرانیم. آرزو دارم که بتوانم برای باردیگر تجربه خوب بهمن 82 رو تکرار کنم.

التماس دعا.

عکس از محمد

 

 


درمورد حادثه تلخ بهمن محورشمشک - دیزین

حادثه  تلخی دیگر ، جامعه کوهنوردی کشورمان را در بهت و ماتم فرو برده است. هنوزتلخی خاطره از دست دادن گروهی از همنوردان کشورمان در تابستان ٨۴دردره اندرس از ذهنهامون پاک نشده است که اینبار شاهد چنین ریزش  بهمن  با این تعداد تلفات هستیم.

صرفنظر ازچرایی و چگونگی این حادثه تلخ ،رشادت ، دلاوری و فداکاری مرحوم سعید طاهری و فرشاد خلیلی خوشه مهر در تلاش برای نجات جان نفرات تیمشان که به قیمت از دست دادن جانشان تمام شد ، بسیار ارزشمند  و تالم برانگیز بوده است. ظاهرا مرحوم طاهری جزو تیم دماوند نبوده اند و برای اسکی به منطقه رفته بودند که بادیدن این حادثه به کمک کوهنوردان گرفتار شتافتند.

این روزها در دنیای وبلاگ ها وسایتهای کوهنوردی، تحلیلها و خبرهای بسیاری  رو خوانده ام. برخی از بهترین مطالبی رو که خونده ام بدین شرحند:

فرامرز نصیری  در مطلبی با عنوان آغاز تلاش برای طبیعی جلوه دادن حادثه ونجات باشگاه دماوند!! در وبلاگ کلاغها نوشته است :

در کوه نوردی ایران ، غم انگیزتر و تراژیک تر از حادثه ای که روزگذشته ٨انسان را به کام مرگ فرستاد ، روحیه و فرهنگ سنتی حاکم بر این ورزش است !! روحیه و فرهنگی که فقط در یکی از شاخه هایش ، با وحشت و هراس از هر گونه نقد و بررسی حوادث و اتفاقات _ بخصوص منجر به تلفات انسانی _ تمام توان تشکیلاتی و تبلیغاتی خود را برای طبیعی جلوه دادن حادثه بکار می گیرد و در این راه گاهی ، توسل به هر گونه دروغ و طرح مسائل غیر واقع نیز مجاز شمرده می شود . و چنین است که در کوه نوردی ایران ، برای این گونه فجایع مرگبار نمی توان هیچ گاه پایانی را تصور نمود  . منتقد ، مغرض است . منتقد ، حسود است . منتقد ، از عقده های پنهان رنج می برد . منتقد ، دشمن است . دشمنی تمام عیار . منتقد را باید نابود کرد ... مهم نیست که سالانه در کوه نوردی ایران ده ها و ده ها کشته می دهیم . مهم نیست که بسیاری از این حوادث و کشته ها نتیجه اشتباهات فردی و خطاهای  سرپرستان ماست . آنچه اهمیت دارد ، اهمیتی حیاتی و استراتژیک ، حفظ تشکیلات و هر چه بالاتر بردن دیوار افتخارات آن است . حفظ تشکیلات به هر قیمت ممکن . حتی جان انسان ها . و در کوه نوردی ایران ، این فرهنگ و روحیه بسیار و بسیار غم انگیزتر و تراژیک تر از حادثه ای است که روز گذشته ٨ انسان را به کام مرگ فرستاد .

تازه کار درمطلبی با عنوان یک تصمیم ،یک فاجعه ، صد برداشت وهزار قضاوت  در وبلاگ آوای کوه ، با بیان سوالاتی نظیر آیا تصمیم سرپرست برای اعزام گروه به منطقه درست بوده است ؟ آیا تصمیم عبور از بهمن درست بوده است؟ و چی کسی مقصراست ؟ تحلیل و توضیحات مناسب و خوبی ارائه کرده است. مخصوصا در جواب سوال چه باید کرد ؟ که لزوم و اهمیت حمایتهای روانی از بازماندگان و خانواده های مصیبت زده را در حال حاضر مورد تاکید قرارداده است.

آقای رضا زارعی در مطلبی با عنوان بازهم بهمن آمد در وبلاگ کوه قاف  ، گفته اند : بار دیگر اخبار کوه نوردی حد اقل برای یک روز در صدر خبرهای ورزشی و حوادث کشورمان قرار گرفت.

اما اینبار نه به واسطه موفقیتهای ورزشی، بلکه حادثه تلخ سقوط بهمن عاملی بود برای توجه به این ورزش! علل و عوامل این حادثه که متاسفانه کم هم نیستند برای عبرت و تجربه نیاز به بررسی و کالبد شکافی دارند و به عنوان یک وظیفه در آینده نزدیک به آن خواهم پرداخت، اما اکنون تنها برای تصلای روحشان یادی می کنم از آن دوستان از دست رفته که هر یک برای جامعه و خانواده شان قهرمان و ورزشکاری راستین بودند و فراقشان دردی است غیر قابل جبران.

به امید آنکه در این سال تلخ دیگر شاهد چنین حوادثی نباشیم.

آقای رامین شجاعی دروبلاگ داستان کوه ، از  خصوصیات برجسته وانسانی همنورد مرحومش آقای خلیلی نوشته است . وگفته "فرشاد خلیلی خوشه مهر" سرپرست برنامه و یکی از جانباختگان این حادثه دلخراش، بدون تردید یکی از بهترین مربیان و کوهنوردان کشورمان بوده است؛ کوهنوردی هوشیار، منظم، بامطالعه، قدرتمند، مسئول، و با پشتکار فراوان.  او واقعا اعتقاد داشت که مربی باید از جان خود برای نجات نوآموزانش بگذرد. و سرنوشت چنین رقم زد که جان خود را در عمل به این اعتقاد از دست دهد.

ودر انتهاپیشنهاد می کنم دلنوشته ای بسیار دردناک و با احساس با عنوان حماسه خاموش توسط همنوردان آقای طاهری در وبلاگ گروه کوهنوردی همت شمیران را بخوانید.

این فاجعه تلخ رو به جامعه کوهنوردی کشورمان و همه دوستان و اقوام این عزیزان تسلیت می گویم واز خدا برای همه ی این عزیزان از دست رفته آرزوی رحمت و مغفرت وبرای خانوادهای داغدارشون صبروبردباری آرزو می کنم.

عکس از وبلاگ کلاغها