يادداشتهاى يك كوهنورد

It's me

 بعد از اجرای برنامه ، خسته عقب مینی بوس لم داد ه ای و با چشمان نیم باز از فرط خواب ، صورت گرمازده ات رو سپردی به باد خنک عصرگاهی ،‌ و توی این پیچ در  پیچ جاده ی یک طرفه به کورس ماشینا نگاه می کنی ،به  دستهای که هنوز به نشانه پیروزی بلند هستند  و نوارها و دستمالهای ی سبز رنگی که از ماشینها بیرونند ،‌انگار که اعتراض مردم حالا حالا ها تمومی نداره !

ماشین هم مثل زنبور بی عسل  ضبطش خرابه ! تازه یکی از لاستیکهای  عقبش هم پنچره و راننده  در حالی که  ماشینش یه یک طرف خم شده ،‌پیچهای جاده را استادانه رد می کنه . توی این دلواپسی رسیدن یا هرگز نرسیدن! یکی از بچه های ردیف جلویی ، شروع می کنه به پخش آهنگ از گوشی موبایلش . اولین ترانه ،‌ ترانه It's me  از کریس دی برگه . چقدر باشنیدن این آهنگ خوشحال و سرحال می شم. زیر لب شروع به زمزمه این ترانه می کنم.

 لحن بسیار ساده ، صمیمی و لطیف این ترانه برام خیلی دلنشینه. آره این منم ! عزیزم این منم که در این جاده زندگی ، تنهات نمی زارم. همراه وهمسفر همیشگیت هستم. و می خواهم بدانی که این علاقه ام  هرروز عمیق تر می شه ، هر روز و با هر ضربان قلبم .

...

And you said to me "Who will open up my eyes,
To the wonder, and the glory, and the stars in the sky?"
And you said to me "For this road I'm travelling on,
I need someone beside me forever, who? Who?"

And I said "It's me, and I'm ready to go,
Ready to show, that I'll never let you down,
And I want you to know, that this power will grow,
Every day, every beat of my heart,
Forever, forever;" 

...

متن ترانه IT's Me

دانلود ترانه IT's Me


چرا باغچه کوچک ماسیب نداشت؟

تو به من خندیدی / ونمی دانستی من به چه دلهره / از باغچه همسایه ، سیب را دزدیده بودم / با غبان از پی من تند دوید/ سیب را دست تو دید/ سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک / وتو رفتی وهنوز / خش خش گام تو تکرار کنان / می دهد آزارم/ومن اندیشه کنان غرق این پندارم / که چرا باغچه کوچک ماسیب نداشت؟

 

من به تو خندیدم / چون که می دانستم / تو به چه دلهره از باغچه همسایه / سیب را دزدیدی / پدرم از پی تو دوید/ ونمی دانستی که / باغبان باغچه همسایه پدر پیر من است! / من به تو خندیدم / که با خنده خود /پاسخ عشق توراخالصانه بدهم / بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من/ سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک /دل من گفت برو/ چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تورا / ومن رفتم و هنوز / سال هاست که در ذهن من آرام آرام /حیرت بغض نگاه تو، تکرار کنان / می دهد آزارم / ومن اندیشه کنان غرق این پندارم / که چه می شد اگر باغچه کوچک ما سیب نداشت...


 لحظه طلوع خورشید ،

عکس از محمد، صعود شبانه کاهار-شهریور87