يادداشتهاى يك كوهنورد

پیمایش آبشارهای دره مور

-         اولین محل دسترسی به آب آشامیدنی در داخل دره ،‌  بعد از آبشار               65 متری و به مختصات ( N 36,31, 47.6 ، E 51,45,18.8 ) می باشد.

-         اگه حوالی ظهر پیمایش دره را از ابتدای کلبه های گوسفند سرا شروع می کنید ،‌بهترین مکان شب مانی بلافاصله بعد از آبشار شماره 8 ( تک رول و 10 متری به مختصات N 36,31,42.3 و E 51,44,23.9) می باشد.که کلاهکی سنگی با کفی صاف می باشد) . یک تیم از بچه های تهران در کف آبشار 63 متری شب مانی کرده بودند که باتوجه به دیواره های ریزشی بلند دو سوی این مکان ،‌ امن به نظر نمی رسد. 

-         اگه پا به درون  این دره زیبا و رویایی می گذارید ،‌حرمت این طبیعت بکر و با شکوه را رعایت کنید. به قول معروف تمیز وانسانی پیمایش کنید.

-         از دوست خوبم ،‌حمید شفقی واز بقیه اعضای تیم گشایش مسیر تیرماه سال 89 ( هادی صابری ،‌ آرش رضا زاده و ...)  صمیمانه قدردانی می کنم. براستی که کار ارزشمند ایشان در زدن کارگاههای مطمئن و شناسایی و گشایش این مسیر زیبا ،‌قابل ستایش می باشد. براشون بهترین لحظه ها رو آرزو می کنم.

تصاویر این برنامه :‌

از آبشارهای ابتدای دره قبل از آبشار خزه

آبشار آرش

قبل از لانه خرس !

آبشار شب

دو دوست خوب

آبشار چرخ گوشت

کارگاه آبشار 24 متری بعد از آبشار چرخ گوشت

آبشار 24متری

نقاشی طبیعت

آبشار زیبا و رویایی آنجل ،‌مراقب خزه ها باشید!

آبشار مار

آبشار علی ،‌به یاد دوست مرحوممان علی رئیس دانا

عکسها از محمد 

 


به بهانه صعود ششم کوهنویسان

پنج شنبه و جمعه گذشته (  9 و10 تیرماه )‌ ششمین صعود کوهنویسان در قله یخچال همدان برگزار شد. بعد از نخستین همایش وبلاگ نویسان کوهنورد سال 84 در پناهگاه پلنگ چال ، این دومین بار بود که در ‌چنین صعودی در کنار سایر نویسندگان وبلاگ های کوهنوردی شرکت می کردم. در این سفر ، همسرم (‌طاهره رحیمی ) و خانم حشمت منش ( غزال کوهستان )‌از بچه های باشگاه هفت خوان البرز ،‌همراهیم می کردند.

 چند نکته :

1-     سختی هایی که برگزار کننده گان این چنین برنامه هایی ،‌جهت اجرا و هماهنگی های آن بر دوش می کشند را کسانی درک می کنند که خود عهده دار سرپرستی برنامه ای  شده باشند . براستی که بچه های همدان (‌ آقایان فواد و عرفان رضا پور ،‌ عسکری ،‌بیات ،‌معین و...) درکنار اجرای خوب وموفق برنامه با رفتار شایسته و سرشار از ادب و احترامشون ،‌ خاطره ای خوش در ذهن همه ما برجا گذاشتند. از همشون قدردانی می کنم.

2-     اینکه از فضای مجازی بیرون بیام و صاحبان وبلاگ ها یی راکه مطالبشون رو دنبال می کنم رو از نزدیک ببینم ، برام ‌خیلی جالب و هیجان برانگیزه ! هرچند شناخت شخصیت آدمها ،‌پیچیدگی های فراوانی داره ولی هنوز هم می تونی از بین آن همه نگاه کنجکاو یا بی تفاوت، نگاههای خوش قلب رو تشخیص دهی زمانی که سوغاتی شهرشون یا خوردنی هاشون را با خوشرویی در ابتدا و در حین برنامه بهت تعارف می کنند.

3-     بعد از صعود سراسری زمستان سال 84 (اینجا) ، این دومین بار بود که به همدان می آمدم. مسیر صعود قله یخچال در دره مراد بیگ ،با عبور ‌از میان کوچه باغهای بسیار زیبایی ،‌آغاز می شد.هوا بشدت گرم و آفتاب نیز تا پیش از رفتن به داخل دره بعد از خانه ییلاقی های ،  آزار دهنده بود. اما چشمه های خنک وپرآبی که  در مسیر فراوان بودند ،‌کامهای تشنه مان را سیراب می کردند وتن های خسته از گرما یمان را جانی دوباره می داند. من در کوهستانهای ایران کمتر جایی را دیده ام که اینچنین پر از چشمه سار باشد. از هر دره ای ،‌جویباری و چشمه ای در جریان می باشد. چمن زار های مانند کاسه یخچال یا تخت رستم  که بر بستر خاک پر آب در کنار چشمه روییده اند ، مناظر بسیار باشکوهی را تشکیل می دهند.

4-     بعد از صعود قله ،‌در تخت رستم نفرات تیم دور هم جمع شدند و به معرفی خود و بیان دیدگاههاشون به صورت خلاصه پرداختند. به نظرم بهتر بود این کار در خود سالن همایش که امکانات و فضای بهتری داشت انجام می شد. کوهنویسان ،‌ دغدغه های مشترکی در مورد محیط زیست و آسیب های فراوانی که به آن وارد می شود همچنین در مورد رعایت اخلاق و احترام در بیان مطالب و نوشتن پیامها داشتند .

بهتربود ، دستاورد این صعود مشترک ، بصورت بیانیه و یا مرامنامه ای اعلام می شد که در آن اشاره به اعتراض کوهنویسان به روند لجام گسیخته آسیبهای وارده به محیط زیست و نیز رعایت ادب و اخلاق واحترام در نوشته ها ، می شد و کوهنویسان پای آن را امضا می کردند. هرچند که بر بالای پوستر امضاء شده صعود ششم ،‌ عبارت صیانت از کوهستان به چشم می خورد اما می شد که با یک بیانیه کامل که اعلام سراسری  نیز می شد ،‌ مواضع بهتر و کاملتری گرفت.

5-     یکی از خوبی های این صعود ، حضور پیشکسوتانی مانند آقای کیومرث بابازاده(‌گروه آرش تهران) ،‌ آقای محمدی (‌کوهنویس و فعال محیط زیست ) ،‌آقای ثابتیان (‌رئیس انجمن کوهنوردی ایران ) در کنار سایر جوانهای تیم بود که بسیار ارزشمند بود.

6-     آقای محمدی در هنگام معرفی خودشان در مورد اولین همایش کوهنویسان سال 84 در پلنگ چال ، تعبیر مناسبی را بکار نبردند ؛ که برای من تعجب آور بود ، که همین بیان نخستین گردهمایی سال 84 ،‌ با انکارمصرانه یکی دیگر از بچه ها همراه شد . این موضوع برای من و احسان بشیر گنجی ( برج سینا )‌ غیر منتظره و ناراحت کننده بود. در گردهمایی سال 84 ،‌ انسانهای بزرگواری حضور داشتند؛ آقای علی پارسایی ( اولین کوه نویس ایران که شیفته نوشته های کوتاه و سراسر از احساس پاکش هستم ،‌هرچند که جای خالی ایشان در بین ما بسیار احساس می شود ) ،‌ فرشید فاریابی (نویسنده و فعال رسانه ای که شرایط تلخ بعد از سال 88 موجب دوری ایشان از وطن شده است) ،‌ و آقایان (‌نصیری ،‌ محمدی ،‌حسین نژاد ،‌عسگری ،‌شاهواری  ) که دیدار دوباره هر کدامشان برایم خاطره انگیز بوده است. آقای حسین رضایی عزیز هم در مراسم افتتاحیه ،‌بزرگوارانه یادی از این دوستان کردند.  

صعود ششم ،‌ سرشار از شیرین ترین و خاطره انگیز ترین لحظه هایی بود که در کنار دوستان بزرگوارم حضور داشتم. مشتاقانه منتظر سال بعد می باشم.

بخوانید در این رابطه :

نشاط کوهستان   فاتحان خورشید     آوای کوه    سفر در طبیعت ایران   آناپورنا