يادداشتهاى يك كوهنورد

بازگشت عکاسان دوچرخه سواراز سفریک ساله کشورهای مسیر جاده ابریشم

 

تموم شد ...
و اینک ، اولین شب بدون هم بودن .
فرید دیگه پای اجاق نیست ،
محمد آتش درست نمی کند ،
و منم و دفترچه ای با برگی سفید .
...

امروز برگشتیم .
در میان استقبال گرم دوستان پرمهر ،
جاده امشب تنهاست .
من گیجم ...
حواسم نیست .
شاید توی حیاط چادر زدم ،
اما ،
فرید و ممد که نیستند ،
توی چادر خوابیدن هم ، صفایی ندارد .
چقدر زود آدم دلتنگ می شود .

برگرفته از صفحه فیسبوک آقای حمید سلطان آبادیان

حمید سلطان آبادیان ، فرید دولت آبادی و محمد ادیبی سه دوچرخه سوار عکاسی هستند که حدود یکسال پیش سفرخودشان را به کشورهای آسیایی جاده ابریشم آغاز کردند و سرانجام بعد از پس از پیمودن 16 هزار کیلومتر از حدود 22 هزار کیلومتر مسیر جاده ابریشم و عبور از کشورهای هندوستان، بنگلادش، نپال، ویتنام ، لائوس، تایلند، مالزی، سنگاپور، اندونزی، چین ، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان از طریق مرز سرخس به کشورمان بازگشتند. (اصل خبر اینجا)

خوش به حال تمامی سختی های که اونها توی سفرشون تجربه کردند وحالا براشون به خاطره ای شیرین تبدیل شده ،‌

خوش به حال تمامی لحظات شیرینی که مهمان مردمان مهربان این کره زیبا بودند ،

‌خوش به حال تمامی غذاها ونوشیدنی های مختلفی که تجربه کردند،‌خوش به حال گرسنگی و بی پولی کشیدنشون وقتی گرسنه به داخل یک پیتزا فروشی رفتند وبادیدن قیمتهای بالاش فقط بستنی سفارش دادند!

خوش به حال بارها از مرز برگشت خوردناشون . خوش به حال دغدغه هاشون برای گرفتن ویزا  و شاید هم باید دراین قسمتها با اونها همدردی کرد!

خوش به حال مناظری شگفت انگیز فراوانی که در راهشان دیدند و خوش به حالشون که زندگی رو در مسیر تجربه کردند.

بخوانید وببینید بخش کوچکی از خاطرات وگزارشهای سفراین بچه ها:

وب سایت درمسیر


شرمنده ایم به خدا!

شرم ، واژه کوچکی است برای شماها . برای شماهایی که هیچ چیز حتی تلف شدن 26 دانش آموز دختر دراردوی اجباری راهیان نور ، حتی در آتش سوختن دانش آموزان پیرانشهری،‌ حتی آمار بالای مصرف مواد مخدر درمیان دانش آموزان وسیستم آموزش فرسوده ، فشل وبی فایده تان،  شرمنده تان نمی کند .

شرمنده ما هستیم که می بینیم بی کفایتانی چون شما ،‌سرنوشت این مردم وکشور را هر روز به یک بازی لجبازانه ،‌نابود می کنید و رو برمی گردانیم و فراموش می کنیم.

شرمنده ماهستیم که می بینیم که وزیری خطاکار در برابر پرسش خبرنگاران راه مسخرگی و شوخی پیش می گیرد و اعتراضی نمی کنیم تا خدای ناکرده موقعیت کاری و اجتماعیمان ازدست نرود.

شرمنده ما هستیم که نابودی امنیت ،‌ اخلاق ،‌اقصاد و جامعه را می بینیم و می ترسیم حتی از یک پرسش گری ساده ،‌ نکند که انگ وابسته به بیگانه و فتنه گر و ... بخوریم.

براستی که شرمنده گی برای شماها واژه کوچکی است ، برای شمایی که مرگ بر اثرشوک روانی ،‌ تعبیر به مرگ طبیعی می شود. برای شمایی که اختلاس های چند ملیاردی دیگر عددی به حساب نمی آیند. برای شمایی که چند صد کیلو طلا ونقره و چند میلیارد خرج آن ضریح می کنید و با آب وتاب توی صدا و سیما توی شهرهای مختلف می گردانیدو اینطور از احساسات مذهبی مردم به نفع خودتان استفاده می کنیدو دریغ از هزینه های کمی که می تونستید برای ایمن سازی مدارس خرج کنید.

خوش باشید وبا دوام که روزگار درکنار این همه شرمندگی برای ما در اختیار شماست.

شرمنده ایم به خدا!

درگذشت غریبانه یکی از دانش‌آموزان حادثه "شین آباد" ، ساعاتی بعد از ادعای وزیر و معاونش درباره مساعد بودن حال مصدومان

 

ادبیات غیرمسؤولانه یک وزیر آموزش و پرورش: «بروید از مسؤولش بپرسید» تا «چرا قبلاً نگفتید؟»