يادداشتهاى يك كوهنورد

روزکوهنورد

خیلی ها از انجام فعالیت  کوهنوردی در قالب یک گروه می گریزند وبیشتر ترجیح می دهند که با چند نفر از دوستانشان که رابطه نزدیک تر و صمیمی تری با آنها دارند برنامه اجرا کنند.

هر چند با وجود جو حاکم بر غالب گروههای کوهنوردی کشورمان این نوع رفتار دورازانتظار نمی باشد. جو رقابت شدید وناسالم  به جای توسعه علمی و صحیح کوهنوردی ،‌ فراموشی اخلاق ورزشی ،‌ زیر آب زنی های مختلف و ایجاد بدبینی در بین یکدیگر،‌ بد رفتاری های مختلف و سرد پذیرفتن اعضاء جدید ،‌ اختلاف با سایر گروههای رقیب و... همگی اینها باعث می شود که حتی خیلی از قدیمی های این رشته ، میدان را خالی کنند و به کنج عزلت  پناه ببرند و عرصه را برای یکه تازی  سوء استفاده کنندگان، بیشتر باز کنند. 

 به طور نمونه ،‌وقتی آرشی ها ودماوندی ها به بهانه های مختلف ( که نمونه آخرین آن ماجرای صعود مشترک رامین شجاعی و کاظم فریدیان با هم بود ) شروع به جبهه گیری علیه یکدیگر می کنند ،‌ و دامنه این اختلافاتشان را  حتی به وبلاگهای همدیگر می رسانند ، حالا این وسط یه کوهنورد تازه کار که با جستجوی واژه های کوهنوردی در موتورهای جستجوی اینترنت به صورت تصادفی این قبیل وبلاگها را مطالعه کند و این قشون کشی ها و جناح بندی ها و خون و خونریزیها !!! را ببیند ،‌ چه فکری می کند ؟‌ چه تصویری از کوهنوردی به صورت سازمان یافته وگروهی  در ذهنش تشکیل می شود ؟شاید کمترین کاری که می کند این باشدکه  عطای عضویت در یک چنین گروههایی را به لقایشان ببخشد.

متاسفانه این قبیل اختلافات تنها مختص گروههای مهم  پایتخت نمی باشد و خیلی از گروههای کوچک و بزرگ در جامعه کوهنوردی کشورمان دچار یک  چنین  اختلافات درون گروهی و بین گروهی می باشند.

گروه قبلی خودم را مثال می زنم که به عنوان یکی از فعالترین گروههای کوهنوردی دانشجویی با سابقه فعالیت  بیش از یک دهه ،‌به خاطر اختلافاتی که بین اعضاء برسر مسائل حاشیه ای پیش آمده بود به قدری ضعیف شده بود که  2سال پیش با تغییر ریاست دانشگاه ،‌ ونظر رییس جدید که مخالف با ورزش کوهنوردی بود ( به علت اینکه خرج داره ولی مدال نداره !!!) منحل اعلام شد.

 اصلا دوست ندارم بیشتر از این ،‌ از این گونه مسایل بنویسم چون اعتقادم براین است که با بیشتر وارد شدن به بحث در یک چنین موضوعاتی ،‌کوهنوردی از جایگاه خودش خارج می شود و به جای اینکه کوه محلی باشد برای تجدید قوا و کسب آرامش و استفاده از زیباییهای طبیعت ،‌به مکانی تبدیل می شود که سر این مسایل بحث کنیم که چرافلانی این کار رو کرد چرا اون یکی اون حرفو زد و از این جور صوبتا!! اما خلاصه کلامم این است که  تا زمانی که این خودخواهی و عدم گذشت و کینه و عداوتها در بین کوهنوردان باشد باید شاهد یک چنین مشکلاتی هم باشیم.

بگذریم!

....

....                                                  

اما با انحلال گروه دانشگاه ،  من با بچه هایی که بیشتر از همدیگه شناخت داشتیم وباهم دیگه راحت تر بودیم ( وحید ،‌حمید ، محمد و مسعود ) برنامه های خوبی اجرا می کردیم. بدبینی من به گروهها به قدری بود که دعوت بچه های سایر گروههای کرجی را برای عضویت را قبول نمی کردم یا اینکه حداکثر یکی دوبار سر جلساتشان می رفتم. این قضیه یک سالی گذشت تا یکبار به دعوت حمید برای کنجکاوی به جلسه گروه کوهنوردی هفتخوان رفتم .

جلسه ای بسیار پرتعداد اما بی نهایت منظم که سرپرست برنامه آن هفته ،‌ رییس جلسه بود و هر کسی با کسب اجازه می توانست صحبتها و پیشنهادات و انتقادات خودش را بیان کند. این بر خلاف روال جلسات سایر گروههایی بود که در آنها شرکت کرده بودم و هر کس برای خوشمزدگی وسط جلسه هر تیکه ای را که می خواست می پراند و جلسه را از حالت عادی خود خارج می کرد.

چند بار با بچه های هفتخوان برنامه های مختلفی را اجرا کردم. نظم در حین حرکت ،‌ شادابی و سرزندگی بچه ها ،‌ و مراسم خوبی که در قله اجرا می کردند بیش از پیش مرا مجذوب بچه های هفتخوان کرد.

چیزی که برایم خیلی جالب و باارزش است اینه که بچه ها ، رابطه شان با یکدیگر تنها به کوهنوردی خلاصه نمی شود و به مناسبتهای گوناگون در شادی ها و حتی غمهای همدیگه شریک می شوند. به طور مثال توی گروه رسمه که هر کسی که ازدواج کنه خریدشیرینی عروسی رو  یکی از اعضا به عهده می گیره و میوه رو یکی دیگه ،‌ روزهای تولد اعضا ،‌ در جلسات گرامی داشته می شود و شیرینی و میوه پخش می شود ،‌ به مناسبت حج رفتن کسی ،‌ همه پس از بازگشت وی در خانه اش جمع می شوند و تبریک می گویند ،‌ اگر کسی از بچه ها مدت زیادی در جلسات شرکت نداشته باشد پیگیری می کنند و جویای حال او می شوند ،‌ حتی در مصیبتها همدیگر رو تنها نمی گذارند و همراه هم هستندو ... .

اتحاد و همدلی بین بچه ها به قدری قوی است که هیچ چیزی نمی تونه اونو از بین ببره. وقتی چند ماه پیش تنها اتاقی که در محل تربیت بدنی برای برگزاری جلسات هفتگی گروههای کوهنوردی کرج بود ،‌ از اونها گرفته شد ،‌ بچه ها در یک حرکت داوطلبانه مبلغ 5/1 میلیون تومان کمک بلاعوض به گروه کردند و توانستند دفتری را رهن کنند و این موضوع برای همه غیر منتظره بود.

اما بعدازگذشت دو سال ، این افتخار من می باشد که بعنوان یک عضو کوچک این خانواده بزرگ کوهنوردی ،‌ همراه و همنورد عزیزان و دوستان خوب گروه هفتخوان کرج می باشم.

اما جمعه گذشته ،‌ 29 مهر ماه ،‌ (آخرین جمعه مهر ماه هر سال ) طبق روال سالهای گذشته روز کوهنورد بود و گروههای مختلف کوهنوردی کرج در یک حرکت خود جوش در منطقه کوهستان عظیمیه جمع شدند وبا برپایی چادر و نمایشگاههای مختلف عکس ،‌ سنگ ،‌ گیاهان ودرختهای کوهستانی و ارائه گزارش و انجام برنامه های فرهنگی و تبلیغی این روز را گرامی داشتند. یک چند روزی دیر شده اما  این روز را برتمامی طبیعت دوستان و کوهنوردان گرامی ،‌تبریک می گویم./