يادداشتهاى يك كوهنورد

بازگشت اژدها !

 

       

 

1- اول سلام . سلام به تمام طبیعت مردانی  که در کوه ، در میان کوههای سپید ،‌ سرود کوهستان را زمزمه می کنند و نشان زندگی را در نوپتسه ،  آزاد کوه ،‌یا  از دماوند تا علم کوه ، می جویند و آنرا  در دفتر داستان کوه ثبت می کنند .  سلام به کوهنورد تنهایی که هیچ گاه یاران کوه را تنها نمی گذارد . و سلام به همه پایمردان راه کوه .

دلم برای اینجا خیلی تنگ شده بود . فکر کنم چیزی حدود سه ماهی باشد که این یادداشتها را به روز نکرده باشم. راستش قبل از این چند بار می خواستم بنویسم  ،‌ ولی هرگز نمی توانستم. شاید گرفتاری شدید وروزمره گی بهانه باشد ولی اینکه توی این سرعت سرسام آور زندگی و درهم ریختگی زندگی شهری  ، بتونی برای لحظاتی خودت باشی و به خودت فکر کنی  و  از دلتنگی هات ،‌آرزوهات ،  خاطرات و حرفهای دلت بنویسی واقعا هنر می خواد.

به هر حال دوباره یا علی گفتیم و عشق آغاز شد .

 2-  از برنامه های  زمستانی موفق امسالم  ، صعود به قله ی سرسخت هفت خانی 3950 متر، خشچال 4108 متر  و پورا به ارتفاع حدود3000 متر را می توانم نام ببرم . هرچند برنامه های دماوند و الوند ( مربوط به صعود سراسری ) به علت هوای نامناسب نیمه کاره ماندند.

گزارش ، خاطرات و عکسهای برگزیده این صعود ها را بتدریج در وبلاگم قرار خواهم داد.

هرچند زمستان امسال به سختی و پربرفی زمستان سال گذشته نبود اما متاسفانه آمار تلفات و حوادث کوهستانهای ایران رشدی دو برابر را نسبت به سال گذشته داشته است. ریشه یابی این حوادث فرصت جداگانه ای  را طلب می کند.

 ٣- یک بنده ی خدایی از دنیا می ره ،‌ خدا اون دنیا ازش می پرسه:  عزاییل چیزی بهت گفته ؟ میگه : نه ، خدا ازش می پرسه: جبرئیل چیزی بهت گفته ؟ میگه : نه .    خدا میگه : تا به حال چیزی در مورد network marketing       شنیده ای؟!!! ...

حالا این وسط که هنوز حتی موج اول هم به من نرسیده و  من هرگز به اندازه خیلی ها نمی فهمم و   هنوز اون اعتقاد فراموش شده  رو که ( جوهره ی مرد به کار کردنه ) رو قبول دارم ، تصمیم گرفتم حالا که درسم تمام شده و  قبل از اعزام به خدمت ،  یه مدتی  جایی مشغول باشم که هم کسب تجربه باشه وهم یه پس انداز کوچیک.

پس از کلی دوندگی و استفاده از رانت های مختلف و بند ( پ ) یه جایی رو گیر آوردیم. بعد از چند ماه کارگری توی اون کارگاه خراب شده ، مدیر عامل یه روز منو خواست و گفت : شرمنده ایم! فعلا مهندس نمی خواهیم . و با کلی احترام جوابمو داد . طفلک اینقدر آدم خوبی بود که نه تنها ،  حتی  یه قرون هم کف دست این جوون نگذاشت بلکه خجالت می کشید که یه تشکر خشک و خالی از من بکنه . تازه من کلی تشکر هم ازش کردم که اجازه داده  توی اون مدت اونجا باشم.

هرچند که این مورد اولی نبود که من تجربه می کردم و قبل از این هم چند بار مشابه این رو دیده بودم .اصولا کار توی کشور ما یه نوع سیستم برده داریه. تا بفهمند که وضعیتت مشخص نیست و مثلا هنوز خدمت نرفتی ، کلی ازت سوء استفاده می کنند.

من که این قضیه رو به خدا سپرده ام و به اون  توکل کرده ام  ، ولی حداقلش این چند ماهه یه تجربه کاری خوبی برام بود.

۴- این روزها بلاهاو خسارات غیر قابل جبرانی برسر منابع طبیعی ایران وارد می شود  که دل هر  انسان طبیعت دوستی  را بدرد آورده است . خساراتی که این خائنین منافق ،  بر عرصه های جنگلی ،  کوهستانی و طبیعی ایران در این مدت سه دهه وارد کرده اند به هیچ عنوان قابل محاسبه  نیست. هنوز از بهت و ناراحتی مربوط به کشتن یک خرس بی پناه  ،‌آنهم به بهانه ای واهی و به صورت بسیار وقیحانه در برابر دوربین بیرون نیامده بودیم که شاهد قتل هزاران درخت از جنگلهای لویزان به بهانه ساخت بزرگراه بودیم.

خیلی ساده لوحانه است که موارد تخریب محیط زیست را فقط به این موارد محدود بدانیم . اما جسارت اینها به حدی رسیده است که این کارهای خود را توجیه می کنند و از آن دفاع می کنند. راستی  از چی داریم سخن می گوییم ؟ در کشوری زندگی می کنیم که مردمانش به علت ضعف و عقب ماندگی در زیر ساختها و مدیریت بی برنامه  چه در حوادث جاده ای ،‌ هوایی ،‌ سیل ،‌زلزله و موارد مختلف سالیانه تلفات چند هزار نفری می دهند و آب از آب تکون نمی خوره ،‌دیگه می خواهید جون یک خرس یا چند هزار تا درخت کاج اهمیتی داشته باشه؟

شاید یکی از معضلات و نتایج  اتکای شدید دولت به درآمد نفتی این باشد که هیچ کدام از مسوولین نیازی نمی بینند که افکار عمومی را پاسخ دهند. در صورتی که در کشورهای اروپایی به علت نیاز شدید دولت به در آمد های مالیاتی ،‌همواره باید افکار عمومی مردم پاسخ گفته  شده باشند.

حال که این دولت جدید ضمن اینکه دولتهای قبلی را به اسراف متهم می کند ، خودش در برنامه بودجه سال بعد به گونه ی بی سابقه ای به در آمد نفتی متکی شده است به گونه ای که اقتصاددانان پیش بینی می کنند با تایید این لایحه بودجه باید میزان تورمی به اندازه 30 درصد در سال بعد داشته باشیم. فقط خداوند به پروردگار رحم کند!!!

راستی کی گفته  این جناب آقای گونی باف  آدم بدیه؟! مگه ندید که چطور سخاوتمندانه از جیب بیت المال نفری 18 میلیون تومان به بروبچ تیم ملی فوتبال داده . خدا هیچ وقت این مسوولین دلسوز و مردمدار را از ما نگیره.