يادداشتهاى يك كوهنورد

مرثیه زلزله بم

   خداوندا دنیا به نام تو خوش است و آخرت به کرامت و عفو تو. در دنیا اگر نام وپیغام تو نبود ، بند گان را چه سود اززیستن ؟ ودر آخرت اگر دیدار تو نبود چه سود از آمدن؟

خداوندا به نشان تو می بینیم ، به یاد تو شادمانیم وتسلی بخش دل هایمان ذکر توست . مست از جام مهر توییم وافتاده در دام عشق تو .

خداوندا از بود تو هرچه رسید عطا بود و وفا  و از بود خود هر چه دیدیم بلا بود وخطا .

چه عزیز است آن کسی که تو خواهی . هر که به تو نزدیکتر وبه دوستی تو سزاوارتر به وصل تو شایسته تر ، اندوه او در این دنیا بیشتر .

خداوندا هر چه از جانب توست زیبایی است و آنچه مربوط به ما وگذشته ماست کوتاهی است وغفلت.

   نمی دانم مرثیه زلزله بم را چگونه بسرایم، مگر می شود این فاجعه را در قالب کلمات گنجاند؟ داغ یک عزیز از دست رفته مدتها در دل می ماند ، ولی مگر یک انسان چقدر می تواند تحمل داشته باشد تا از دست رفتن زندگی و  عزیزانش را در برابر دیدگانش ببیند و هیچ کاری از دستش بر نیاید.

 نمی دانم شما آن صحنه ای که مردی با سر ووضع خاکی  به یک ستون تکیه داده بود  و چشمانش را بسته بود و حتی توان گریستن نداشت را دیدید ؟ یا آن فردی که در تخت بیمارستان می خندید و می گفت من دارم خواب می بینم  والان از خواب بیدار می شوم ...

مرحبا بر مردم ما که هر چه داشتند، در حد توان، در سبد اخلاص گذاشته اند و یاری هم وطنان فاجعه زده خویش شتافتند . همدلی واتحاد این مردم مثال زدنی است و من واقعا افتخار می کنم که از همین مردم ویک ایرانی هستم.

و ما ارسلناک الا رحمتا “  للعالمین.