يادداشتهاى يك كوهنورد

برای این روزهای عزیز

برای  نوشتن مطلب زیر خیلی دچار شک وتردید بودم. اما فارغ از هرگونه تعصب کور کورانه ای این نوشته را تا انتها بخوانید. خوشحال می شوم اگه من و دیگران  رو از نظرتون مطلع کنید.   

چند روز پیش از مرکز شهر می گذشتم  که صدای بلند یه نوار تند توجهم را به خود جلب کرد. پیش خودم گفتم بابا اینا دیگه کی هستند ! توی محرم با صدای بلند نوار تکنو گذاشته اند! ولی تعجبم زمانی بیشتر شد که نزدیکتر شدم و متوجه شدم اون نوار ، یک مداحیه که طرف پشت سر هم حسین حسین می گه !!

آی آقا جان قربان اون معصومیت و مظلومیت برم که هنوز هم مورد ظلم این جماعت علاقه مند و مریدت هستی .  

دیشب خسته و کوفته  بخاطر کم خوابی های این چند ماهه  زود به  رختخواب رفتم تا یکی دو ساعت بیشتر بتونم بخوابم . اما دیری نگذشته بود که با صدای طبل و ساز و دهل دسته ای که از جلوی خونمون می گذشت به سقف اتاقم چسبیدم !! خداییش جنگ بشه اینقدر سر و صدا راه نمی افته . اصلا مشخص نبود طرف چی می خونه ؟! بقیه ،  پشت سرش فقط زنجیر می زدند!! یک ربعی  گذشت تا  اینها از جلوی خونمون گذشتند و تازه پلکها دوباره داشت سنگین می شد که دسته ای دیگر هوس کرد از جلوی خونه ما بگذره و...!! نمی دونم اینها به روح اعتقاد ی دارند ؟!  

اون راننده تاکسی برای امام حسین سیاه می پوشه و توی مسیر هم نوار نوحه گذاشته ، بعد موقع پیاده شدن دو برابر کرایه رو طلب می کنه  و وقتی ازش می پرسم داداش تو که برای امام حسین مشکی پوشیدی راضی می شه پول حروم سر سفره ببری ؟ می گه آره و یه لیوان آب هم روش می خورم.  

این یکی خودشو در حد یک سگ پایین می یاره و می گه اگه این قلاده رو از گردن این بندت باز کنی و با لگد از حرم بیرون کنی باز هم بخاطر عشقت به صحنت پناه می یاره !!  

اون یکی که تا همین دیروز ناموس مردم از دستش امان نداشتند حالا می شه علم کش سینه چاک دسته مسجد  محل ! 

این یکی توی مجلس عزاداری  طوری ضجه و عربده می کشه که آدم فکر می کنه که الانه قالب تهی کنه!

اون یکی طوری زنجیر می زنه و به سر و سینه می کوبه که آدم جای اون دردش می گیره !!

این رسانه ملی که به ناچار تنها تفریح ما شده یک هفته اینور و آنور کلا تعطیله و جز سیاهی و ناراحتی و غم و غصه چیزی نداره .

و  

....  

بخدا از این همه تناقض و دورویی بیزار شده ام. کاش بجای این همه عزاداری های ظاهری و بدون فایده کمی سیره و اخلاق والای امامان را در زندگی بکار می بردیم. بداخلاقی نمی کردیم. حق همدیگه را ضایع نمی کردیم و زندگی رو برای همدیگه زهر مار نمی کردیم. ای کاش امام حسین می بود و درس والای آزادگی و انسانیت را  یادمان می داد .  

ای کاش..