يادداشتهاى يك كوهنورد

در انتظار بهار

 

 

زمستون ، تن عریون باغچه  چون بیابون

درختا ،‌افقهای برهنه زیر بارون

نمی دونی تو که عاشق نبودی

چه سخته مرگ  گل برای گلدون

گل وگلدون چه شبها ، نشستند بی بهانه

واسه هم قصه گفتند عاشقانه

چه تلخه! چه تلخه!

باید تنها بمونه قلب گلدون

مثل من که بی تو  ، نشستم زیر بارون زمستون

زمستون برای تو قشنگه پشت شیشه

بهاره ،‌  زمستونها برای تو همیشه

تو مثل من زمستونی نداری

که باشه لحظه ی چشم انتظاری

گلدون خالی ندیدی نشسته زیر بارون

گلهای کاغذی داری تو گلدون

تو عاشق نبودی ببینی تلخ روزهای جدایی

چه سخته!  چه سخته ! بشینم پیش تو با چشمهای گریون