يادداشتهاى يك كوهنورد

هوای تو

 

با زمین خیلی غریبم ، با هوای تو صمیمی 

دیده بودمت هزار بار ، توی رویای قدیمی 

به نگاه چشم گریون ، یه فرشته رو زمینی 

چشامو به روت می بندم ، تا که اشکامو نبینی 

با تو فریاد عمر را ، می کشم تا اوج باور 

دلای آبی همیشه ، می مونند بی یار ویاور  

از کجا باید شروع کرد ، قصه عشق رو دوباره 

تا همه بغضهای عالم  ، سر عاشقی نباره  

غربت آروزهامون ، دل طاقتو شکونده 

نگو تو شهر حقیقت ، واسه ما جایی نمونده  

نگو دیره واسه گفتن ، سهمم از دنیا همینه 

که تو تنهایی شبهام کسی اشکامو نبینه  

عکس از محمد ، شهریور 86