يادداشتهاى يك كوهنورد

دوچرخه سواری کوهستان( کجور کندلوس رویان ) بخش پایانی

 قسمت های اول و دوم این گزارش را می توانید ازاینجا و اینجا بخوانید.

ساعت 5 صبح جمعه 13 اردیبهشت از خوابی شیرین بیدارمی شویم.  شب قبل را در کنار ورودی مجموعه فرهنگی کندلوس گذرانده بودیم. مهمانسراهایی هم با امکانات نسبتا خوب دراین مجموعه وجود دارند که درروزهایی که خلوت باشند تا شبی حدود 30 تومان نیز می توان از آنها استفاده کرد.

درگرگ ومیش صبح ودرهوای خنک صبحگاهی کمی نرمش می کنیم و براه می افتیم. این بار می بایست مسیر 14 کیلومتری را ازکندلوس تا  دوراهی روستای کینج را دریک سرپایینی دلنشین بر گردیم تا به جاده اصلی کجور برسیم .سکوت دم صبح ، مناظر زیبای اطراف وبوی خوش سبزی های کوهی کنارجاده  حسابی سرمستمان کرده است و شوقمان را برای رکاب زدن دوچندان ساخته است. بازی زیبای خورشید وابرها وسوسه مان می کند تا در جاهای زیادی از مسیربایستیم وعکاسی کنیم.

درقسمتی از مسیر چند سگ روستایی بازیگوش کمی سربه سرمون گذاشتند. خدا رو شکر که سرپایینی بود و تونستیم از دستشون فرار کنیم. یکیشون هم بود که اصلا ول کن ماجرا نبود و موقع فرار چند بار که برگشتم تا پشت سرم رو نگاه کنم دیدم همچنان داره چهار نعل ! دنبالمون می کنه ولی اون هم بعد ازمدتی بی خیال ما شد.

به جاده اصلی کجور می رسیم. کمی بعد از دوراهی کینج و کندلوس و نرسیده به آستانکرود درسمت راستمان یک چشمه زیبا وپر آب را می بینیم. دیو چشمه  ، چشمه بسیار پرآب وزیبایی می باشد که دبی آب آن حدود 150 لیتربرثانیه می باشد .این چشمه در کنارجاده کجور مسافران را به سوی خود می خواند. اطراف چشمه را با پلکانهای سیمانی درست کرده اند. می گویند که عروس ودامادهای کجوری طبق رسمی که دارند از این آب برای خوشبختی می نوشند . من هم با این که قمقمه ام پر می باشد، اما نمی شود از کنار چنین آبی زلال وخنک بی تفاوت گذشت .ازاین رو پایین می روم تا از آب چشمه بطری ام را پرکنم. 

بعد از دیو چشمه و گذشتن از آستانکرود وارد دشتی وسیع می شویم. از اینجا  تا خود پول  یک سربالایی ملایم و طولانی رادرپیش رو داریم. پول مرکز بخش کجور می باشد . بعد از پول می بایست به سمت گردنه ای بالا برویم. زیبایی های مناظر اطراف آنقدر ما را در خود غرق کرده است که متوجه شیب زیاد مسیر وخستگی راه نمی شویم. بعد از گردنه دوباره وارد یک سرپایینی هیجان انگیز می شویم اما کمی بعد دوباره وارد بده بستانهای جاده می شویم تا بعد از گذشتن ازروستای چناربن به کجور برسیم. 

  

 

 

حدود 6 کیلومتر بعد از کجور وارد جاده ای فرعی در سمت چپ  در جهت شمال ودره سی سنگان می شویم. سربالایی های تند مسیر از اینجا دوباره آغاز می گردند. چند کیلومتر جلوتر به یک دوراهی برمی خوریم که راه سمت چپ به سمت روستاهای برکن وکلیک و راه سمت راست به سمت روستای کوهستانی ومرتفع کدیر می رود.

( جهت درک بهتر مسیرهای گفته شده می توانید ازاین کروکی مسیر دراینجا ویا از فایل GPS آن در اینجا استفاده کنید.) 

جاده کوهستانی پرشیب و پرپیچ وخم وخطرناک  را درکنار ویراژهای خطرناک وبوق های گوشخراش راننده ها با سلام وصلوات !  رکاب می زنیم تا به کدیر برسیم. درجاهایی از مسیر که ماشینی عبور نمی کرد تازه فرصت این را می یافتیم تا کمی از زیباییهای جنگلی و کوهستانی مسیر لذت ببریم. درچند برنامه ای که تا به حال اجرا کرده ام ،هیچ جا به اندازه راننده های کم معرفت اینجا مورد اذیت و آزار واقع نشدیم. جاهایی که به علت خستگی و شیب زیاد مجبور بودم دوچرخه به دست بالا بروم مورد تمسخر و طعنه های ماشین های عبوری بودم. بوق های جاده ای و کش دار آنها روح وروان آدمی رو مورد عنایت ویژه قرار می دادند. باور کنید که همه جا این گونه نیست ،‌مثلا در برنامه روستای خور جاده چالوس نزدیک کرج که اجرا کردیم با این که جاده خیلی شلوغ تر بود اما حتی یک ماشین عبوری هم برای ما بوق آزار دهنده نزد. حتی یکی از ماشین های عبوری که ال 90 بود دریک سربالایی تند به ما پیشنهاد داد که دوچرخه ها رو بالا بزاریم. اما این منطقه رو نمی دونم چرا  راننده هاش هرچی عقده داشتند رو سرما خالی کردند!

 

به هرحال به مرتفع ترین روستای منطقه کجور ،‌یعنی روستای کدیر (1664متر)رسیدیم. درمورد این روستا وسایرمناطق ییلاقی خوش آب وهوای منطقه کجور نخستین چیزی که در نگاه اول به چشم  می آمد  انبوهی از ویلاهای رنگارنگ  ساخته شده یا در درحال ساخت بود که جای خودشان را درمیان خانه های قدیمی باز کرده اند وکم کم بافت سنتی و روستایی را به شهرکی ییلاقی خوش آب ورنگ تغییر داده اند. پیش خودم می اندیشم که چقدر فرق هست بین لذتهایی نابی که ما می بریم وقتی بعد از گذشتن از مسیری سخت به اینجا رسیده ایم و آنهایی که در ماشین های مجللشان لم داده اند و به ویلاهای خودشان آمده اند ومشغول خوشگذرانی می باشند.

 

بعد از کدیر جاده را به سمت گلندرود ورویان پایین می رویم از اینجا تا لب ساحل تماما دریک مسیرجنگلی زیبا ودریک سرپایینی لذت بخش پایین می رویم . یک لحظه سرعتم رو در تند ترین سرپایینی مسیرروی GPS می بینم ،حدود 56 کیلومتر برساعت که ناگهان یکی از هم تیمی ها مثل موشک از کنارم رد می شه. من نمی دونم این آقای صنعتی چطوری تونسته به این سرعت برسه!

 

بعد از گذشتن از جاده جنگلی وقبل از رسیدن به کف دره و گلند رود به رویان در سمت راستمان یک دوراهی قرار دارد که به سمت بلده می رود. مسیری که سال پیش آن را طی کرده بودیم. ( گزارش دوچرخه سواری کندوان – بلده رویان را در اینجا می توانید بخوانید.) مسیر را درجهت شمال به سمت رویان ادامه می دهیم از کنار آبشارآب پری می گذریم. وارد قسمتهای پارک جنگلی که می شویم بوی کباب هایی که مردم درحال درست کردن بودند عقل وهوشمان را می برد! ساعت حدود 2 بعدازظهر است و ما به خاطر وقت کم حتی صبحانه خوبی نخورده بودیم و به همان تنقلات بین راه بسنده کرده بودیم.

 در نهایت این بار آغوش پرمهر دریای زیبای خزر است که به روی ما بازمی شود وهیچ حسی زیباترازدیدن این آبی خیال انگیز نیست. فریادی از شوق می زنیم و خوشحالیم که باردیگر درکنار دوستان خوبمان توانستیم به خوبی گوشه کوچکی دیگری از میهن عزیزمان را با دوچرخه طی کنیم.

برنامه موسسه فرهنگی ورزشی هفتخوان البرز

اطلاعات مسیر روز دوم :

مسیرطی شده : 74 کیلومتر

میزان ارتفاع گرفته شده : 850 متر

میزان ارتفاع پایین آمده :‌2050 متر

نفرات برنامه ازراست علیرضاقاسمی پناه ، خانم ها شکری ،‌اویسی و طباطبایی ،‌بهمن خدابنده لو ، مجید رحیم دادی ،‌محمد والی نژاد ( سرپرست) ،‌ولی الله صنعتی