يادداشتهاى يك كوهنورد

هم نورد

زمینه های مشترک می تواند موجب دوستی های مختلفی در زندگی شود . اما به نظر من  حقیقی ترین ، صمیمانه ترین و خالص ترین دوستی ها در کوهنوردی شکل می گیرد ، جایی که افراد تحت شرایط سخت کوهستان شخصیت واقعی خود را رو می کنند و در اینجاست که انسان می تواند دوستان حقیقی خود را بشناسد ؛

 وقتی که آب موجودی تیم تمام شود و رفیقت کوله را بردارد وبرود برای اعضاء تیم از کف دره و چشمه آب بیاورد ، یا اینکه پایت پیچ بخورد و دوستانت بار کوله ات را بین خودشان تقسیم کنند وتورا کمک کنند تا به پایین بیایی ، یا اینکه در شرایط سخت صعود هنگامی که حسابی خسته شده ای  با تشویقهای بی امان در پی روحیه دادن به تو وسایرین  باشد.

 صحنه های زیبایی  از گذشت و فداکاری در کوهستان می تواند به خاطر همین دوستی ها بوجود آید.

آری ! وقتی نان ونمک همدیگر را درکوه با همدیگر تقسیم می کنیم ، در یک چادر تنگ ، کیپ تا کیپ همدیگر تا صبح را به سر می آوریم ، وقتی  با همدیگر در کوه هم آواز می شویم ، وقتی دلتنگی هایمان مشترک هست ، وقتی سودایی جز رسیدن به او در سر نداریم ، وقتی که در قله سرود ای ایران را سر می دهیم ، وقتی که در کارگاه یک مسیر سنگنوردی ، دستهایمان را به نشانه پیروزی به هم می زنیم و.... پیوندهایی به وجود می آیند که هیچ گاه گسستنی نیست . و چقدر ضعیف هستند کسانی که بخواهند این دوستی های  پر ارزش را به بهایی ناچیز بفروشند.

من بهترین دوستانم را در کوه پیدا کرده ام. دوستان فراوانی که حقیقتا به داشتن چنین همنوردانی در کوه  افتخار می کنم . شاید سخن گفتن از همه آنها در اینجا امکان نداشته باشد . اما می خواهم در اینجا از دو تن از آنها با توجه به مدت طولانی که با هم بوده ایم و اینکه کوهنوردی جدی مان را تقریبا  با هم شروع کرده ایم و   شناخت خوبی از هم داریم ، بنویسم.

وحید که دانشجوی سال آخر مهندسی صنایع است و با تلاش فراوانش در ضمن تحصیل کار هم می کند. وحید در یک خانواده نسبتا پر جمعیت بزرگ شده است و جالب توجه اینکه تمام خواهر وبرادرانش دارای تحصیلات عالی و همگی شان کوهنوردان خوبی هستند. این آقا وحید ما کمی دیر جوش  هستند و تلاشهای بی وقفه من و حمید وسایر دوستان و خواهر وبرادرش برای اینکه به عضویت گروه در بیایند ، تا کنون به نتیجه ای نرسیده است . وحید کوهنوردی بسیار منظم ، پر قدرت ، خونسرد و با روحیه ای است. هر چند که با توجه به مشغله کاریش یه مقداری از تعداد برنامه هایی که با هم می رویم کم شده است ولی همیشه وقتی با وحید برنامه می رویم ، دیگر خیالم از همه چیز راحت است.

 و اما حمید که با هم، هم رشته ای هستیم و در یک سال ( 79) وارد دانشگاه شده ایم. این آقا حمید ما که دیگه احتیاج به معرفی ندارند زیرا با وبلاگ بسیار زیبایش ، غوغایی به راه انداخته است . مخصوصا با اون آهنگ پس زمینه اش که اشک آدم را در می آورد.

حمید کوهنوردی بسیار قوی ، باروحیه ودر کارهای فنی دیواره نوردی بسیار با تجربه و خوش تکنیک می باشد. وی مسولیت فنی گروه را بر عهده دارد و در طی مدتی که این مسولیت را بر عهده داشته توانسته حسابی  سر وسامانی به وضعیت فنی گروه بدهد . ضمنا حمید با تلاش وپشتکار فراوانش توانسته است به عضویت تیم ملی جوانان کوهنوردی کشورمان در بیاید. حمید از خاطرات اردوهای انتخابی و از سختیهای فراوان این اردوها چیززیادی در وبلاگش ننوشته است . اما وقتی خاطراتش را برایمان تعریف می کند و از اینکه چه سختیهای راتحمل کرده اند  ، آدم  متوجه می شود که چه راه پرمخاطره و دشواری را برای رسیدن به اینجا پیموده است.

هر چند که در یک دوره کوتاه مدت اصطکاک کوچکی بین من و او بوجود آمد و هنوز هم بر این باورم که هیچ کداممان نتوانستیم منظور طرف مقابل را بفهیم ، اما دوستی ما خیلی پر ارزش تر از صعود دیواره های علم کوه وبیستون است. در زندگی دیواره  های بسیار دشوار تری از علم کوه و بیستون وجود دارند.

اما در همین جا برای وحید و حمید و تمام دوستان همنوردم آرزوی صعود قله های رفیع  اخلاق و انسانیت  را در زندگی  می کنم.