يادداشتهاى يك كوهنورد

از نجات 6 ( داوودی ) تا دره اندرس

 مه ریز  ، باد سرد  ، فشار آب آبشار ، آب خروشان درون تنگه ، کوله و طنابی که از شدت خیس شدن وزنشان دو برابر شده ، خستگی ، سرما و رقص بندری زانوها و دستها !!و  هوایی که رو به تاریکی است و تیم پر تعدادی که از شانس بدتون جلو افتاده و مگر پایین می روند؟

توی این شرایط  به تنها چیزی که می تونی  فکر کنی یه آتیش گرمه که بتونی اون انگشتهایی که ازشدت سرما نمی تونی خمشون کنی رو گرم کنی .

 چه حسی داره طناب انداختن توی هشت فرود توی تاریکی ، تنها با کمک حس لامسه  و کوچکترین اشتباه می تواند آخرین اشتباه باشد.

اه ه ه ه ... آخرین فریاد ها  رو با تمام وجود می کشی .

...

....

.....

 

 دیگه تموم شد و حالا می تونی پس از یک روز سخت و دشوار ، دور آتیش شبی دیگر رو با دوستات سپری کنی .  

 

تعویض لباسها قبل از حرکت

  

 

زلزله اخیر موجب ریزش سنگهای عظیمی به درون دره شده است.

  

 

اولین  کارگاه  فرود ،( اگر  مسیر گردنه  آزاد بر برای وارد شدن به  دره اندرس انتخاب شود ، از این آبشار عبور نمی کنند )

   

ایستاده  حسن ، نشسته از راست : مهدی ، محمد ( راهنما ) ،  محمد رضا

  

 

هیجان و لطف فرود های دره اندرس بخاطر همین دست و پا زدن درون حوضچه های عمیق زیر آبشارها می باشد.

 

 

یکی منو بگیره !!!

 

 

 

عکسها از محمد