يادداشتهاى يك كوهنورد

عشق یعنی ...

 

عشق یعنی اینکه توی دلت یه احساس قشنگی داری که می خوای یه کار قشنگ انجام بدی.

عشق یعنی اینکه برای آخرین بار لوازمی که در انجام کارت لازم داری رو نگاه و بازرسی می کنی.

عشق یعنی اینکه تنها به کاری که می خوای انجام بدی فکر می کنی.

عشق یعنی اینکه بر لبت یه لبخند قشنگ است ، چون می خوای به جنگ سختی ها بری.

عشق یعنی اینکه همه تو رو به خاطر کاری که می خوای انجام بدی ، مسخره و سرزنش می کنند.

عشق یعنی اینکه شب از شوقی که داری خوابت نمی بره.

عشق یعنی اینکه کوله ات رو بر می داری و در دلت میگی که شروع شد...