يادداشتهاى يك كوهنورد

تراژدی دره ی اندرسم

دره ی ندرسم دره ای است که از قسمت شمالی کوههای کندوان شروع می شود و به روستای چهار باغ منتهی می شود. روستاهای چهار باغ و دلیر و انگوران توسط یک جاده خاکی به طول تقریبی 10 کیلومتر به روستای دزدبن در کنار جاده چالوس وکمی مانده به مرزن آباد متصل می شوند.

معروفیت دره ی اندرسم در میان کوهنوردان به خاطر وجود آبشار های متعدد کوتاه وبلندی است که برای گذشتن از این دره چاره ای جز در گیرشدن با آبشار و فرود از آنها ندارید. ارتفاع این آبشار ها از 2 متر تا 25 متر متغیر است. فرود در کار فنی کوهنوردی کاری ذاتا دشوار نیست  اما با توجه که  برخی  از کارگاههای این مسیر در کف می باشند وبه اصطلاح توی فضا رفتن در آنها سخت می باشد و نیز با توجه به کلاهک لغزنده و نافرم زیر کارگاهها و نیز فشار آب زیر حوضچه ها ، فرود در این دره کار ساده ای نیست.

به سختی های این مسیر ، سردی هوا ، باد سرد درون تنگه ،  خستگی و خیسی تمام وسایل که وزن آنها را دوبرابر می کند  را اضافه کنید.

اما وقتی در دره ای به این زیبایی وبکری هستی ، با آن تنگه های زیبایش ، درختان جنگلی بی نهایت زیبا ، خستگی و دشواری راه را فراموش می کنی.

پیمایش این دره همیشه برای من حالت یک مبارزه را داشته .  شاید خنده دار باشد ولی هروقت توی این دره بودم ، پیش خودم فکر می کنم یعنی می شه من سالم از اینجا  بیرون بیام. وقتی داری اون تیرول قسمت آخر مسیرو رد می کنی و تموم وزنت روی یک سیم بکسل و رول زنگ زده ی کارگاه آن هست و پشت سرت رو نگاه می کنی و می بینی یه هیولای سفید با هیبتی وصف نشدنی می خروشد ، می پیچد و غرش کنان به پایین سرازیر می شود ، آب دهانت رو آروم غورت می دهی وپیش خودت می گی عجب غلطی کردم . این دیگه آخرین باره  !!! ولی وقتی  دوباره به سطح پتانسیل صفر می رسی و کار دیگه تموم می شه ، همه ی قول وقرارها رو فراموش می کنی و سال بعد هم ... .

این چند سال گذشته با معروف شدن این دره بی نهایت بکر وزیبا ودر عین حال وحشی ، گروههای زیادی از شهرهای مختلف ایران این دره را پیمایش کرده اند . اما آخرین باری که سال پیش به این دره رفتم با یک تیم پرتعداد ازکوهنوردان مبتدی مشهدی به سرپرستی آقای (...) مواجه شدم که توسط یک تور گردشگردی و درازای دریافت مبالغ هنگفتی به این برنامه آورده شده بودند. خیلی هایشان هنوز نمی توانستند یک فرود درست و حسابی بروند و سرپرست تیم برای هر کدامشان یک گره پروسیک می زد !! توی اون شرایط سخت نزیک غروب آفتاب ما حدود 1 ساعت توی سرما لرزیدیم تا همگی اعضاء این تیم با سلام وصلوات  پایین رفتند.

اصلا اشکالی ندارد تا تیم های فنی گروه های کوهنوردی ضمن حفط طبیعت  بکر وزیبای این دره که هرسال به شدت در حال فرسایش است ( یکبار زلزله بلده  و امسال هم سیل ) به اجرای برنامه های  خوب در این دره بپردازند. اما آوردن تیم های مبتدی بصورت فله ای ، فقط بخاطر جنبه های مالی به این دره خطرناک به هیچ وجه کار صحیحی نیست .

بالاخره سهل انگاری و ساده گرفتن این دره موجب شد تا خشم طبیعت اولین سری از قربانیان  خود را بگیرد. حادثه به قدری عمیق و تاسف برانگیز بود که باورش برام اصلا ممکن نبود. مگه  دونستن پیش بینی وضع هوا قبل از اجرای برنامه  چقدر مشکل و وقت گیره که حالا باید چنین حوادث ناگواری را شاهد باشیم ؟

حسین از بچه های جستجو با سگهای تجسس هلال احمر می گفت امروز چهار نفر دیگر رو پیدا کرده اند که جمعا تا به حال 8 نفر از اجساد کوهنوردان قزوینی پیدا شده اند. بر روی صورتهای برخی از اجساد آثار جرحی شدیدی دیده نمی شود و این نشان می دهد که این کوهنوردان از دره خارج شده بودند و در فاصله بین آخرین آبشار و روستای چهارباغ گرفتار سیل شده اند .چون اگر در قسمتهای بالاتر دچار سیل می شدند ضمن سقوط و بر خورد با سنگها باید به شدت آسیب می دیدند.

همچنین سنگهای بسیار بزرگی به پایین آورده شده اند که احتمال می دهد که کارگاههای  مسیر کنده شده اند یا حداقل در زیر گل و لای عظیمی فرو رفته باشند. به هر حال پیمایش مجدد این دره نیازمند وسایل کامل فنی برای رول کوبی و تشکیل کارگاههای جدید می باشد.

خدا به تمامی خانواده های داغدار این عزیزان صبر دهد. روحشان شاد وقرین الطاف الهی  .