يادداشتهاى يك كوهنورد

میلاد +2

نوشتن را دوست دارم. لحظاتی که بین من با من فاصله ای وجود ندارد. چه بسیار مواقع  که احساساتم  را به جای بر زبان آوردن ، بهتر می توانم در قالب نوشته ها بیاورم. نوشتن برای من نوعی تمرین وکسب تجربه  است. در این شلوغی پرهیاهوی زندگی شهری  ، این دنیای مجازی واین صفحات ، پاتوق آروم و زیبای و دوست داشتنی من می باشد که گاه بدان پناه می آورم.

امروز دو سال از اولین یادداشتهای یک کوهنورد  می گذرد. توی این مدتی که از عمر این وبلاگ می گذره ، دوستانی بسیار خوبی  پیدا کرده ام، که برخی از این بزرگواران را موفق به ملاقات شده ام.

وبلاگ دنیای عجیبی می باشد که محدودیت زمانی و مکانی ندارد. یکبار ایمیلی از یکی از ایرانیان مقیم کانادا بدستم رسیده بود که گفته بود هنگامی که تصادفی وبلاگ من و عکسهای آنرا دیده بود ، حسابی دلش هوای وطن کرده و به گریه افتاده بود. یکبار بار ایمیلی از یه فرد قطع نخاعی داشتم که آرزوی دیدن این مناظر را با پاهای خود کرده بود و ... .

وبلاگ نویسی برای من تجربه ای جدید بوده است که از آن چیزهای بسیاری یاد گرفته ام. تجربه خواندن وآشنا شدن با عقاید واحساسات دیگران . تجربه نقد وبحث سازنده بجای تهمت زدنها و بداخلاقی ها و حرمت شکنی ها رایج . تجربه خواندن و مشاهده تجربه های بسیار ارزشمند دیگران که امکان انجام دادن آنها برایم مقدور نبوده. تجربه آشنایی با انسانهای طبیعت دوستی که هر کدام به بهانه ای آرامش وآرزوهای خود را در کوهستان جستجو می کنند.

آرزویم این است که هیچ گاه گرفتاری های زندگی مجبورم نکند که دیگر به این  وبلاگ نپردازم.

 

راستی امروز 23 سال از شروع زندگی محمد نیز می گذرد.