يادداشتهاى يك كوهنورد

روستای پیرجه و یک مسیر جدید برای صعود شاه پیل کوه

مسیر های صعود قله شاه پیل کوه 3390 متر، مسیرهای جنگلی وزیبایی هستند که آغاز آنها از روستاهای جداگانه ای  می باشند:

1-     روستای فیروز آباد در منطقه کجور مازندران که گزارش آن را قبلا در این جا نوشته ام.

2-     روستای آشیر واقع در بخش مرزن آباد مازندران

3-     روستای پیرجه ( Pey-Rajeh) واقع در بخش مرزن آباد مازندران

این بار ،‌ما مسیر روستای پیرجه را انتخاب کردیم. درجاده کرج – چالوس بعد از سیاه بیشه و هزار چم و نرسیده به مرزن آباد وارد جاده ای فرعی در سمت راست که با تابلوی مجلار(Mej-lar) مشخص شده است می شویم. مجلار روستایی است درکنار جاده که با رسیدن به یک دوراهی ،‌راه خاکی سمت راست را پیش می گیریم. راه سمت چپ ،‌جاده ایست آسفالته که به روستاهای پنجک و آشیر می روند.

به زودی خودرا درمیان جنگلی زیبا می یابیم. جاده پرپیچ وخم ما را بعد از حدود 6 کیلومتر به روستای پیرجه می رساند. قبل از پیرجه روستای تازه ساختی به نام هجرت وجود دارد که تعدادی ازاهالی پیرجه بعد از زلزله سال 83 ،‌ خانه های جدید خودشان را در آن محل ساخته اند.

 هوا  خنک ، ابری و کمی  مه آلودمی باشد . زمین ودرختان از باران دیشب خیس می باشندو همه چیز برای شروع دوباره یک باران زیبای پاییزی فراهم می باشد.  

قصدمان با توجه به زمان کمی که داریم  رسیدن به گوسفندسرای زیر یال پرشیب  قبل از شاه پیل کوه می باشد. بعد از گذشتن از یک شیب تند چمنی بالای روستا ، و پس از حدود یکساعت پیمایش جنگل برروی یال به  محلی به نام زمین می رسیم. از اینجا به بعد مسیری پاکوب دیگری دیده می شود که به روستای آشیر می رسد. از زمین تا محلی دیگری به نام گیجاسب را در مسیری مالرو پشت سر می گذاریم. ‌شاید اسبها در این محل درتشخیص راه صحیح گیج می شوند که چنین نامی را برای آن انتخاب کرده اند. مسیر صعود قله شاه پیل کوه از فیروز آباد در اینجا با دومسیر قبلی یکی می شوند. مختصات جغرافیایی محل های گفته شده ومسیرثبت شده توسط GPSدر فایل مسیر در این جا قابل دسترسی می باشند.

ازگیجاسب که کمی بالاتر می رویم از پوشش درختان جنگلی کاسته می شود. به گونه ای که در نزدیک گوسفند سرا ، تنها درخچه های زرشک دیده می شوند. درمحل گوسفند سرا آتشی گرم ودلپذیری درست می کنیم و لباسهای خیسمان را خشک می کنیم و بعد از استراحتی به سمت پایین برمی گردیم.

عکسهای این برنامه:

روستای پیرجه و چه لذتی داره نشستن روی بالکن های خانه های روستا و دیدن کوههای جنگلی روبرو

 

محلی به نام زمین

دست نقاش طبیعت ، تابلوهای زیبایی را در پیش چشمانمان خلق کرده است.

مه ،‌باران ،‌سکوت ،‌ خلسه و جنگل . هرکدام از اینها شرابهای نابی هستندکه می توانند تو را ساعتها مست و مدهوش خود کنند.

زرشک های باران خورده وترشی که می شه شربت بسیار خوب و خوشمزه ای از آن درست کرد.

گوسفند سرا

درحال تدارک آتش

 

نفرات برنامه: آقایان مومن کیایی ،‌برازنده ،‌ اکبری  و والی نژاد


آبشار لاتون – قله اسپیناس – جنگل فندق لو

آبشار زبیا و با شکوه لاتون ، بلند ترین آبشار استان گیلان به ارتفاع تقریبی 105 متر می باشد. برای رسیدن به آبشار می بایست ابتدا به شهر لوندویل در مسیر جاده تالش به آستارا رسید. یه راه فرعی در جهت جنوب ما را پس از گذشت چند کیلومتر به روستای کوته کومه می رساند . مبدا حرکت ما پارکینگ روستا می باشد ، برای رسیدن به آبشار می بایست راه مالرویی به طول تقریبی 6 کیلو متر  را در دل جنگلهای زیبای منطقه پیمود . پیمایش این مسیر حدود 4 ساعت زمان می برد.

 

راه با فراز و فرودهای متوالی همراه می باشد. در طول مسیر نهرهای کوچکی بسیاری را رد می کنیم که مناظر شگفت انگیز و رویایی رو در داخل جنگل خلق کرده اند.

پس از دو ساعت به محل روستایی قدیمی به نام آسیو شوآن می رسیم. به زبان تالشی آسیو به معنی آسیاب و شوآن به معنی کنار رودخانه می باشد. روستا تقریبا خالی از سکنه می باشد اما قهوه خانه معروف نورمحمد پذیرای کوهنوردان و طبیعت دوستانی است که برای دیدن آبشار از این منطقه عبور می کنند . برای صبحانه املتی خوشمزه و به یاد ماندنی در این مکان توسط بچه ها درست می شود. در کنار قهوه خانه از آب خنک چشمه ،  شیر آبی قراردارد که ظرف آبهایمان را از آن پر می کنیم.

مسیر که در ابتدای آن در درون دره و درامتداد رودخانه لوندویل بوده است  ، شیب مناسبی دارد امابتدریج بر شیب آن افزوده شده ،  و درنهایت با افزایش ارتفاعی معادل 750 متر از مبدا حرکت  ، به آبشار می رسد. آبشار از فاصله چند صد متری نیز قابل رویت می باشد و حتی از این فاصله نیز با ابهت می باشد.  در تصویر زیر از راست آبشار لاتون ، قله ی  قلعه ( به علت ظاهر دبواره سنگی آن )و در چپ آن قله اسپیناس دیده می شوند.

 هوای جنگل ،  بسیار شرجی و گرم می باشد و موجب از دست رفتن مقدار زیادی از آب بدن همراه با تعریق می شود  اما خوشبختانه زمانی که آب  ظرفهایمان  رو به اتمام است در محلی  قبل از آبشار به چشمه ای بسیار خنک و گوارا می رسیم که کامهای تشنه مان را از این برکت بی نظیرخدادای  ، سیراب می کنیم.

به آبشار می رسیم. ابهت و شکوه آن مو جب می شود که فریاد هایی از جنس شادی و هیجان بکشیم. جای همتون خالی .

گرما امان همه ی ماها رو  بریده ! نتیجه اش این می شه که  همگی با همون لباس هاشون به آبشار بزنند !

استراحت و آبتنی در کنار آبشار طولی نمی کشه و ما برای  رسیدن به قله اسپیناس راه طولانی رو در پیش داریم. از این رو با همون لباسها و کفشهای  خیسمون حرکت خودمون رو به سمت بالای آبشار از کنار سینه کش پرشیب کناری  آن ادامه می دهیم.

راستی کسی می دونه که نتیجه حرکت با شلوار خیس چی می تونه باشه؟! آره درست حدس زدید ، خدا نصیبتون نکنه .

ادامه دارد...

 


و لکول ( اچو) 1680 متر

کوه جنگلی ولکول در دره ای به نام اچو در 45 کیلو متری جنوب شرقی شهرستان ساری و در غرب سد و دریاچه سلیمان تنگه ( شهید رجایی) قرار گرفته است. ولکول در زبان محلی به معنی شانه ی کج می باشد که شاید به خاطر شکل ظاهری قله ی این کوه چنین نامی را به آن داده اند. 

در جاده ی ساری – سنگ تراشان به محمد آباد ( منطقه دو دانگه یا طالقان ساروی ها !) و حدود 2کیلو متر بعد از تونل سد در سمت راست جاده  ، سیل بندی بر روی رودخانه قارون سرا قراردارد  که مبدا صعود ما می باشد.

کوهپیمایی پس از گذشتن از سیل بند از سمت راست رودخانه شروع و با افزایش ارتفاع  کم کم از رودخانه فاصله می گیرد.حرکتمان در داخل دره و به سمت غرب می باشد.

راه تماما مالرو می باشد که بعد از گذشت حدود 2 ساعت به چند آلاچیق و گوسفند سرایی در دل جنگل می رسیم .  وقتی دو ساعت توی این جنگل بکر بالا و پایین بری  و بعد ناگهان به یک محوطه خالی از درخت و چند تا گاو و گوسفند بر بخوری  ممکنه خیلی توی ذوقت بخوره ! 

گوسفند سرا را پشت سر می گذاریم. بعد از طی مسافتی به یک دوراهی می رسیم که راه سمت راست که دره ی پر شیبی می باشد مسیر اصلی صعود می باشد.  

به چشمه ای می رسیم که آب آن در این فصل بسیار کم شده است . به زحمت و با حوصله ی فراوان بطری هایمان را پر از آب می کنیم . محل چادر ها برای شب مانی کم بالاتر از چشمه و بر روی یک    محوطه ی صاف می باشد . شب خاطره انگیزی را در زیر نور مهتاب و در کنار آتش با دوستان سپری می کنیم.

ادامه مسیر صعود فردا ، با گذشتن از یک شیب تند بصورت زیگزاگی و رسیدن به روی خط الراس می باشد.  

اینجا به هر طرف که بنگری ، تکه ای از بهشت ، قسمتی از روح متعالی ، زمزمه ای عاشقانه ، اشکی بی ریا را می بینی . یاد گزارش زیبای یکی از دوستان قدیمی و و تعبیر او از جنگل می اوفتم :  

باید حادثه ای ناگهان دست انسان خوشبختی را بگیرد تا بتوانی اینجا را لمس کنی ، احساس کنی و گم شوی. آری برای عاشق ، جنگل یک حادثه است که ممکن بود هرگز پیش نیاید و تا آخر عمر هم متوجه نشوی که چنین چیزهایی ، چنین اوجها و رنگهاو پرواز هایی هم در دنیا هست.

  

ادامه صعود از روی خط الراس به سمت چپ می باشد که بعد از چند فراز و نشیب و گذشت حدود 2 ساعت در یک قوس بزرگ به سوی غرب برروی قله ی راهرو مانند اچو که با درختان بلندی احاطه شده است می رسیم . مسیر باز گشتمان هم همان راه رفت است.  

***

عکسها از محمد ( بغیر از عکس سوم )

آبان ماه 85 ، ساری ، جنگل اچو

* با استفاده از گزارش مجله کوه شماره ۴۴