دوچرخه سواری کوهستان ، مسیر کندوان – بلده - رویان- بخش دوم

روز دوم 14 خرداد

صبح زود ساعت 5 ،روستای یوش را با آن آرامش زیبا و هوای خنک صبحگاهیش به سمت شرق و بلده ترک می کنیم و بعد از 9 کیلومتررکاب زدن به بلده می رسیم.چیزی که در بلده بسیارجالب توجه می باشد وجود دیواره ها وستونهای سنگی بلندی در انتهای شرقی آن می باشد که دژ چند طبقه پولاد قلعه دربالای یکی از تنگه های آن ،‌منظره ای باشکوه به آن بخشیده است . بخشهای از برج و بارو ودروازه این قلعه که مربوط به اوایل دوران اسلامی می شود ،‌هنوز پابرجا هستند.

بلافاصله بعد از بلده ، در سمت چپمان جاده ای فرعی به سمت شمال جدا می شود که به سمت رویان و نور می رود .(ارتفاع نقطه دوراهی ، 2030  متر) ما هم بعد از وداعی تلخ با رکاب زدن در مسیرهای کفی ، مسیر طولانی سربالایی را ( حدود 5/18 کیلومتر) به سمت گردنه قرق (ارتفاع 3000 متر) آغاز می کنیم. هرچقدرکه بر ارتفاعمان افزوده می گردد ، بر پوشش ابرها نیز افزوده می گردد به گونه ای که حدس می زنیم آن سمت گردنه و در سمت شمال ، مه غلیظی در انتظارمان خواهد بود. درنزدیکی های گردنه ، هوا به گونه ای سرد شد که مجبور به پوشیدن بادگیرهایمان شدیم. آن گونه که در نقشه های Google Earth  دیده بودم ، گردنه قرق ،محلی است که مشرف به دره کجور نیز می باشد و حدس می زدم که از روی گردنه بتوانیم دید خوبی از روستای پایین دستمان پیدا کنیم اما نه تنها این موضوع محقق نشد بلکه اشتیاقمان برای رسیدن به گردنه و آغاز یک سرپایینی پرسرعت و لذت بخش هم بعد از رسیدن به بالاترین نقطه جاده به تجربه ای سخت تبدیل گردید.

بر روی گردنه ، شدت مه بقدری زیاد بود که تا دو سه متر بیشتر دید نداشتیم. دید ناکافی به کنار ،‌ناگهان بارانی شدیدی شروع به باریدن کرد،‌ به امید کم کردن ارتفاع و رهایی از این مه و باران شدید به سرعت به سمت پایین به راه افتادیم اما هرچه پایین تر می رفتیم ،‌ وضعیت تغییری نمی کرد. لباسهایمان کاملا خیس شده بود و باد سردی که می وزید ، موجب شده بود که گرمای بیشتری را ازدست بدهیم. نوک انگشتانم از فرط سرما بی حس شده بودند اما با هر سختی که بود سعی می کردم مدام باز وبستشون کنم تا حس انگشتانم رو از دست ندهم. فعالیت نداشتن هم در سرپایینی و عامل سرما ، باد و خیسی لباسها دست به دست هم داده بودند تا یک هیپوترمی واقعی رو با تمام وجود تجربه کنیم!

هیچ گاه فکر نمی کردم که قرار باشه وسط خرداد ماه اینطوری توی یک جاده کوهستانی از سرما تلف بشم ! پشت عیک خیس شده از بارون تنها هاله ای از نفر جلوم می دیدم وزیرلب دعا کنان پایین می رفتم. دوستانم هم وضعشون بهتراز من نبود. حسابی درمانده شده بودیم .ای خدا چرا هیچ آبادی این طرفها پیدا نمی شه ؟!

تا اینکه کلبه های دامدارهای روستای لوس( Los) را از بالا دیدیم. دیدن دودکش کلبه ها که دود از اونها بیرون می اومد، نوید بخش آتش گرمی بودکه می تونست نجات بخشمون باشه. محلی های عزیز هم بدون اینکه نام و نشانی از ما بپرسند با دیدن وضع نیمه هوشیارمون ما رو به گرمی به آتش گرم کلبشون دعوت کردند. وچه چیزی لذت بخش تر از یک بخاری گرم هیزمی برای یک انسان سرمازده ؟!

داخل کلبه هم  با سرشیر و چایی از مون پذیرایی کردند. وما هم در کنار بخاری هیزمی ،‌لباسهامون رو خشک کردیم. با اهالی داخل کلبه درمورد منطقه و جاهای دیدنی آن و مسیرهای مختلف آنجا صحبت کردیم . بهمون گفتند که این محور در زمستانها کلا به علت بهمن بسته می باشد و تفاوت هوای آن با رویان بقدری متفاوت می باشدکه درتابستان هم پیش آمده  که بر روی گردنه ،برف ببارد.  بعد از تهیه یک سطل ماست و تشکری  فراوانی که از شون کردیم به سمت پایین به راه افتادیم.

با پایین تر آمدن ، هوا هم رو به بهبودی گذاشت همچنین ‌بر پوشش درختان جنگلی افزوده تر می شد. بعد از روستای کپ‌( kop) ، به آبشار زیبای حرام او در کنار جاده رسیدیم. آبشار خزه ای نسبتا کوتاهی که می شد از آبش نوشید. ادامه مسیر ما از روستاهای ‌کالج ، وازک و گلند رود در میان جنگلهای زیبای مازندران ، لذت دیگری از سفر با دوچرخه در طبیعت را برایمان بهمراه داشت.

بعد از چندین کیلومتر سرپایینی به آبشار شلوغ وپرازدحام آب پری * که آبی در بسترش جاری نبود می رسیم.  دلم به حال این همه مسافری می سوزد که مشتاقانه این همه راه رو برای دیدن این آبشار اومده اند و حالا با یک بستر سنگی بدون آب روبرو شده اند! به هر حال برای جلوگیری از هرگونه مشکلی این نقطه را سریع پشت سر می گذاریم.  پارک جنگلی رویان بشدت شلوغ می باشد و ما هم از ترس تصادف ، سعی می کنیم تا چند کیلومتر باقیمانده تا رویان را سریعتر پشت سر بگذاریم. رکاب زدنمان بیشتر به این می ماند که داریم بر روی دوچرخه هایمان پرواز می کنیم. نگاههای کنجکاو مردم به ما که ایستاده رکاب می زنیم با اون  سرووضع بهم ریخته  و دوچرخه های گلی دیدنی می باشد.

بالاخره انتظار ما به پایان می رسد و این بار دریای خزر است که آغوش زیبایش را از دوردست به رویمان می گشاید.با دیدن آبی دریا، فریادی از شادی می کشیم و شادیهایمان را به سوی  آسمان روانه می کنیم.

* این آبشار درحقیقت  یک شیب سنگلاخی 60 درجه می باشد که ظاهرا آب از میان سنگهای آن جاری می باشد ومنظره زیبایی را پدید می آورد .

اطلاعات مسیر روز دوم  از یوش به رویان

مقدار مسافت طی شده : 88 کیلومتر

مقدار سربالایی :1085 متر

مقدار سرپایینی : 3331 متر

اطلاعات GPS مسیر روز دوم را در اینجا می توانید بیابید.

/ 10 نظر / 151 بازدید
حمید شفقی

خسته نباشی محمد جان . ما این مسیر رو سه سال پیش البته از بلده رکاب زدیم . فوق العاده س. شاد باشی و پیروز پسر

مینا

وایی.تجدید خاطره شد. ما دقیقا 4 سال پیش همین مسیر رو تو همین تایم رفته بودیم. سربالایی هاش پوستمون رو کند.

حسام

سلام خسته نباشید. واقعا دست مریزاد. برنامه خیلی خوبی بود. جالبه بدونید امسال به فکر اجرای این برنامه بودم. اطلاعات خیلی خوبی قرار داده اید. تشکر از شم! [گل]

نصیر

محمد جان برنامه اجرا شدتون بسیار جالب والبته زیبا بود . پاینده باشید .[لبخند]

غزال کوهستان

سلام آقا محمد .. خدا قوت.. همیشه در اوج باشید ضمنا پدر شدن رو هم بهتون تبریک می گم...سلامهای گرم من رو به طاهره جان برسونید. :-)

علیرضا

سلام دوست من خاطره خوشگلی رو تعریف کریدی. اون جایی که که به کلبه دسیدی رو باهاش خیلی حال کردم . کاشکی با هاتونبودم 7-8 سالی میشه از ای سفرها نرفتم راستی شما دوجرخه سوار حرفه ای بودید.؟

کاظم

بادرود فراوان و آرزوی موفقیت ، مسیر بسیار زیبا و متنوعی است ، ای کاش یادی هم از آزاد کوه میکردید ، معرفی روستاهای مسیر هم لازم بود .

کاظم

بادرود فراوان و آرزوی موفقیت ، مسیر بسیار زیبا و متنوعی است ، ای کاش یادی هم از آزاد کوه میکردید ، معرفی روستاهای مسیر هم لازم بود .

حاج تقی

آفرین، آفرین. خودتون دوچرخه سواری کردین ؟ آفرین

یوسف پور

واقعا لذت بردم از خوندن گزارش و دیدن عکسها.چه مسیرهای قشنگی برای رکاب داریم و بیخبریم