عشقبازی به همین آسانیست

عشقبازی به همین آسانیست

که گلی با چشمی

بلبلی با گوشی

رنگ زیبای خزان با روحی

کار همواره باران با دشت

برف با قله کوه

رود با ریشه بید

باد با شاخه و برگ

ابر عابر با ماه

چشمه ای با آهو

برکه ای با مهتاب

و نسیمی با زلف

دو کبوتر با هم

و شب و روز و طبیعت با ما

عشقبازی به همین آسانیست

شاعری با کلمات شیرین

دست آرام و نوازش بخش بر روی سری

پرسشی از اشکی

و چراغ شب یلدای کسی با شمعی

و دل آرام و تسلا

و مسیحای کسی یا جمعی

عشقبازی به همین آسانیست

که دلی را بخری

بفروشی مهری

شادمانی را حراج کنی

رنجها را تخفیف دهی

مهربانی را ارزانی عالم بکنی

و بپیچی همه را لای حریر احساس

گره عشق به آنها بزنی

مشتری هایت را با خود ببری تا لبخند

عشقبازی به همین آسانیست

هرکه با پیش سلامی در اول صبح

هرکه با پوزش و پیغامی با رهگذری

هرکه با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی

نمک خنده برچهره در لحظه کار

عرضه سالم کالایی ارزان به همه

لقمه نان گوارایی از راه حلال

و خداحافظی شادی در آخر روز

و نگهداری یک خاطر خوش تا فردا

و رکوعی و سجودی با نیت شکر

شعراززنده یاد مجتبی کاشانی

عکس از محمد ، اکراین ، آیان ماه 88

/ 9 نظر / 62 بازدید
مستقیم عمل کن

سکوت ... امروز دریافتم آدمهایی که هستند گران اند چشمم را باید بیشتر باز کنم

زانیار

سلام به دوست خوبم آپم با " منطقه ی پاتاگونیا " [گل]

نوید

دمت گرم.شعر بی نظیری بود.[گل][ماچ]

حامد ^ من ، کوه ، تنهایی

درود. همواره در سفر باشی و با همسفرت رفیق. عکس زیبایی است. حتی اگه با فتوشاپ هم رنگ کاری نمی کردی سرخی اش می زد تو چشم.(IT's just my idea) . . . [عینک]

محمد رضا ایزدخواه (فرهاد) نقاش کوهنورد

درود . من شما الآن در وب من با هم بودیم . الآن تاریخ را تصحیح کردم . تا نیم ساعت دیگر هم پوستر را درج میکنم . قدمتان روی چشم . کارهای من کوهنورد تقدیم به کوهنوردان . این جمعه عصر ساعت 4 تا 8 شب پوستر و تاریخ را دیشب گرفتم وگرنه حتما" برای گروه میآوردم . بخاطر نقاشی که نمیتونم با گروه بیام . این بین ما فاصله انداخته است .