چراغ خونه

چند روزی رفته بود پیش مامان بزرگمون. بنده ی خدا یه مدتیه نا خوشه و نیاز به مراقبت داره. وقتی امروز برگشتم خونه فهمیدم که برگشته . دل تو دلم نبود. وقتی راهروی خونه رو رد کردم خیلی جلوی خودمو گرفتم که بغضم نترکه. گونه های زیباشو بوسیدم و اونو سخت در آغوش فشردم . خودمو حسابی براش لو س کردم. با اینکه دوسه روزی بیشتر نبود اما دلمون  خیلی براش تنگ شده بود.

صفا و گرما و روشنایی خونمون دوباره برگشته بود.  کسی که خدا بهشت را زیر پایش قرارداده است.

راستی امشب یکبار دیگه  از آشپز خونه  بوی دلپذیز غذا بلند شده بود.

 

خدایا جمع گرم هیچ خانواده ای را پریشان نکن

 

 

/ 7 نظر / 42 بازدید
محمد

موفق باشی و پاينده

azizollahi

سلام. ۱- الهی آمين ۲ - . . . مادر بزرگمون . . . ۳- لوس صحیحه ! ۴- چه کوهنورد لوسی . . . ! ------------------------------------------------ جسارت شد . ببخشيد

ميثم

خدايا چراغ دل منم روشن کن ببينم کی چراغ اول و روشن ميکنه

مامان و بابا و دخترشون

سلام خدا همه مادربزرگا حفظشون کنه و تو اون دنيا هم ...ما هم هفته بعد ميريم پيش مادربزرگ .. لابد منظورتون از دلپذيز غذاييه که هم دلپسند و هم لذيذه البته که اشتباه تایپيه

شاهین

چند سال پیش مامان دیسک کمر عمل کرد و یه ماهی خونه نبود... خوب می فهمم چی می گی...

مردی از کوه

سلام ، دلم میسوزه ، تا وقتی بودند قدرشون رو ندونستم ، حالا که نیستند فقط حسرت یکباره دیگه دیدنشون با منه . خدا حفظ شون کنه

اسماعيل رضايی

سلام! به دعوت نامه انجمن کوهنوردان ایران در خصوص همایش روز دماوند توجه کنید. (رد پای کوه نورد)