رفیق وفادار پشمالوی ما

از همون ابتدای کوچه باغهای روستای حسنجون ،‌ چند تا سگ چوپان با سروصدای زیادی به پیشوازمون آمدند . بعضی هاشون دمی تکان می دادند و درانتظار تکه غذایی بودند .بعضی هاشون هم با تعجب به این همه آدم با لباسهای رنگی نگاه می کردند و پیش خودشون فکر می کردند که اینها توی این همه برف کجا دارند می روند؟!

 کم کم که از ده فاصله گرفتیم ،‌از تعدادسگها  کاسته شد اما یکی ازاونها ظاهرا خیال جدایی  از ما رونداشت  . مسیر طولانی داخل دره تا شروع یال اصلی رو  پشت سرگذاشتیم و این رفیق ما ،‌بسیار آرام وبا حوصله پشت سر بچه ها توی صف حرکت می کرد.بارسیدن به یال پرشیب فکر می کردیم که اون دیگه خسته بشه و برگرده ، اما فکر کنم سگ چوپان پیش خودش بد جوری احساس مسئولیت می کرد که این گله رو باید به سلامت به  قله برسونه و برگردونه.

خلاصه میان اون همه برف کوبی ، سرما و کوله کشی سنگین ، حضور پرنشاط اون سگ هم برای ما شادی آفرین ودل گرم کننده شده بود!  وقتی که توی اون برف وکولاکی که دائم مراقب دستها ،‌گوشها و بدنت هستی که سرمازده نشوند ، می دیدی که اون سگ چطور پرانرژی بین آغاز و پایان صف در حال بالا وپایین پریدنه ، ‌ به ذوق می اومدی .

حتی در روز دوم صعود که در تاریکی شب حرکت خودمون رو شروع کردیم ، تنها نبودیم و‌ دیدن همراه وفادارمون با اون شیطنتها و حرکات چالاکانه ای که بر روی برف انجام می داد حسابی تیم رو به وجد آورد.

این سگ دوست داشتنی تا آخر مسیر و تا دم مینی بوسها همراهمون بود. توی پارکینگ ده ،‌ ودرحالیکه بچه ها در حال آماده شدن برای سوار شدن به ماشینها بودند ، سگ ازخستگی به خوابی عمیقی فرورفته بود وحتما هم  خوشحال بود که وظیفه چوپانیش رو به خوبی به پایان رسانده است.

خدا نگه دار دوست وفادار ما

/ 7 نظر / 35 بازدید
بهزاد

درود و تبریک امسال بهار که برنامه پیمایش جنگل های مازیچال به تنکابن رو داشتیم از روستای مازیچال یک سگ باوفا (فکر کنم فامیلای همین دوست شما باشه) تا انتهای برنامه در تنکابن که چهار روز طول کشید همراه ما اومد حتی یک جا که به رودخونه خروشان برخوردیم که نمیتونستیم ردش کنیم و به ناچار با کمی خوراکی ازش خداحافظی کردیم. پس از یک ساعت نفهمیدیم از کجا تونسته بود رد بشه و خودش رو به ما برسونه. واقعا حضور بدون دعوتشون باعث روحیه و دلگرمی هست برای ما همیشه بر فراز

محمد گائینی

احساس خوب داشتن یک همراه با وفا و غریبه... دلت تنگ نشده براش محمد؟ راستی سال نو مبارک رفیق [گل]

محمود

سلام همنورد امسال پنجم فروردین فرصتی شد تا یه صعود نصفه و نیمه رو شاه البرز داشته باشم .اونم به یمن برف کوبی های یه تیم با معرفت دیگه که الان فهمیدم شما بودین.الان که تو عکس ها پرچم های قرمزتون رو دیدم شکم به یقین تبدیل شد.هر چند که با خاطر باد شدید و کولاک نتونستیم صعود کنیم اما تمام مسیر را رویه برفکوبی شما صعود کردیم .حتی موقع بر گشت که دمای هوا بالا رفته بود و تا زانو تو برف فرو می رفتیم همش دنبال اثار به جا مانده از برف کوبی شما بودیم چون تنهاجایی بود که می شد با خیال راحت پا تو بذاری و تو برف فرو نری.همیشه در اوج .

رامیار

سلام جناب والی نژاد صعود جالبی بود خیلی به سگ علاقه مندم همیشه تو کوه خیلی باهاشون سروکله میزنم . راستی امسال صعود قلم جنگل خرپاپ کردستان انتخاب شده امیدوارم اینجا حتما ببینمتون ! منتشر دیدارتون هستم شاد باشید

جعفریان

درود جناب والی نژاد بسیار عالی بود سرما و این پشمالو ادم یاد سرزمین های اسکیمویی می افته من ساکن دامنه دنا هستم و شاید همین دلیلی باشه برای طبیعت دوستی من خوشحال می شم از دئنا بازدید داشته باشید با احترام

نیما

داداش سلام.خوشحالم که یه نفرو میبینم که با انرژی داره مینویسه. باریکلا.مهمترین نکته تو این نوشته هات دلپاکیته که تو چهرت موج میزنه.باریکلا که وقتتو برای چه چیزهایی میزاری. منم کوه نوردی میکنم ولی انفرادی. بیشتر سمت شهسوار و ارتفاعات اونجا تا الموت رو میرم.بیشتر هم صخره نوردی میکنم.و میدونی تو طبیعت آدم یه چیز رو پیدا میکنه اونم خدا رو و معلومه که پیدا کردی.تبریک و آرزوی موفقیت برای شما عزیز دل.