نوروز

 نوروز که قرنهای درازاست  بر همه جشنهای جهان فخر می فروشد ، از آن رو " هست " که یک قرارداد اجتماعی و یا یک جشن تحمیلی سیاسی نیست ،  جشن جهان است و روز شادمانی زمین ، آسمان و آفتاب و جوشش شکفتن ها . شور زادن ها  وسرشار ازهیجان هر " آغاز "

نوروز دست مردم را می گیرد و از زیر سقفها ، درهای بسته ، فضاهای خفه ، لای دیوار های بلند ونزدیک شهرها وخانه ها ، بدامن آزاد وبیکرانه طبیعت می کشاند : گرم از بهار ، روشن از آفتاب ، لرزان از هیجان آفرینش و آفریدن ، زیبا از هنرمندی باد وباران ، آراسته با شکوفه ، جوانه سبزه ومعطر از : بوی باران ، بوی پونه ، بوی خاک ، شاخه های باران خورده ، پاک ...

نوروز این پیری که غبار قرنهای بسیار برچهره اش نشسته است در طول تاریخ کهن خویش ، روزگاری در کنار مغان ، اوراد پرستان را خطاب به خویش می شنیده است ؛ پس از آن ، در کنار آتشکده های زردشتی ، سرود مقدس موبدان وزمزمه اوستا و سروش اهورامزدا را به گوشش می خوانیده اند ؛ از آن پس ، با آیات قران وزبان الله از او تجلیل می کرده اند  واکنون ، علاوه بر آن ، با نماز و دعای تشیع و عشق به حقیقت علی ، او را جان می بخشند و در همه ی این چهره های گوناگونش ، این پیر روزگار آلود ، که در همه ی قرنها و با همه نسلها وهمه اجداد ما زیسته است وبا همه مان بوده است ، رسالت بزرگ خویش را ، همه وقت ، با قدرت و عشق و وفاداری و صمیمت انجام داده است و آن ، زدودن رنگ پژمردگی واندوه ازسیمای این ملت نومید و مجروح است ودرآمیختن روح مردم این سرزمین بلاخیز باروح شاد وجانبخش طبیعت و عظیم تر از همه ، پیوند دادن نسلهای متوالی این قوم ، که بر سر چهار راه حوادث تاریخ نشسته وهمواره تیغ جلادان و غارتگران وسازندگان کله منارها  ، بند بندش را از می گسسته است و نیز پیمان یگانگی بستن میان همه دلهای خویشاوندی که دیوار عبوس وبیگانه دوران ها در میانه شان حائل می گشته و دره عمیق فراموشی میانشان جدایی می افکنده است.

وما در این لحظه ، دراین نخستین لحظات آغاز آفرینش ، نخستین روز خلقت ، آتش اهورایی نوروز را باز می افروزیم ودر عمق وجدان خویش ، بپایمردی خیال ،  از صحراهای سیاه و مرگ زده قرون تهی می گذریم و درهمه نوروز هایی که در زیر آسمان پاک وآفتاب روشن سرزمین ما برپا می شده است ، با همه زنان ومردانی که خون آنها در رگ هایمان می دود و روح آنها در دلهایمان می زند شرکت می کنیم و " امانت عشق " را از آنان به ودیعه می گیریم که " هرگز نمی رویم " و " دوام راستین " خویش را بنام ملتی که در این صحرای عظیم بشری ، ریشه در عمق فرهنگی سرشار از غنا و قداست و جلال دارد و بر پایه " اصالت " خویش ، در رهگذر تاریخ ایستاده است برصحیفه عالم ثبت می کنیم.  

از یادداشتهای دکتر علی شریعتی نوروز 47

/ 13 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محسن صادقيان(البرز)

سلام سرسبز ترين بهار تقديم تو باد آوای خوش هزار تقديم تو باد گويند که لحظه ای است روييدن عشق آن لحظه هزار بار تقديم تو باد انشاالله سال خوبی داشته باشيد متن زيبايی بود از استاد شريعتی .

azizollahi

دوباره تکرار میشود این حدیث بازگشتن. تکرار در تکرار تا گاه سفر ! درکجائیم ؟! با کیانیم؟! طول عمر را طی میکنیم در نفسهای ثانیه ها ! لیک غافل از عرض عمریم ! ========================== سال نو برشما دوست عزیز مبارک و پر ثمر باد!

محسن

سلام محمد جان مبارک بادت اين سال و همه سال همايون بادت اين روز و همه روز نوروز خجسته باد

طبيتمرد

عمو محمد؟ باب دلمون تنگ شده برات..... با طاهر کلی ذکر خيرت بود . از اون کتاب هم به اندازه تمام دنيا ممنون...... فوق العاده بود عيدت هم ۱۰۰۰۰۰۰ تا مبارک باشه پهلوون....

حامد

محمد عزيز؛ نوروز مبارک و اوقات به کام.

فرشيد فاريابي

محمد عزيز با سلام و شرمندگي از تاخير . سال نو سال سرفرازي باد

امين

از کوهها ،قلل وطبيعت تاريخی ترين روستای گيلان بازديد فرمائيد