چرا باغچه کوچک ماسیب نداشت؟

تو به من خندیدی / ونمی دانستی من به چه دلهره / از باغچه همسایه ، سیب را دزدیده بودم / با غبان از پی من تند دوید/ سیب را دست تو دید/ سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک / وتو رفتی وهنوز / خش خش گام تو تکرار کنان / می دهد آزارم/ومن اندیشه کنان غرق این پندارم / که چرا باغچه کوچک ماسیب نداشت؟

 

من به تو خندیدم / چون که می دانستم / تو به چه دلهره از باغچه همسایه / سیب را دزدیدی / پدرم از پی تو دوید/ ونمی دانستی که / باغبان باغچه همسایه پدر پیر من است! / من به تو خندیدم / که با خنده خود /پاسخ عشق توراخالصانه بدهم / بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من/ سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک /دل من گفت برو/ چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تورا / ومن رفتم و هنوز / سال هاست که در ذهن من آرام آرام /حیرت بغض نگاه تو، تکرار کنان / می دهد آزارم / ومن اندیشه کنان غرق این پندارم / که چه می شد اگر باغچه کوچک ما سیب نداشت...


 لحظه طلوع خورشید ،

عکس از محمد، صعود شبانه کاهار-شهریور87

/ 4 نظر / 44 بازدید
محمد

شعر خاطره انگیز ناکی بود خدایش بیامرزاد مرحوم مصدق را... لحظه طلوع فوق العاده شده لذتی بردم

محمد

از اظهار لطفتون ممنونم شما هم با افتخار لینک شدید

یوسف پور

با اینکه چند بار قبلا این شعرو خونده بودم ولی باز از خوندنش لذت بردم

نشاط کوهستان - پرویز ستوده

سه شنبه 13 مرداد1388 ساعت: 8:17 توسط:محمد آقای ستوده عزیز / سلام . خوشحالم که بچه های وبلاگ نویس کوهنورد هنوز هم می تونند با وجود تنوع سلیقه و علایق مختلف در چنین برنامه هایی کنار همدیگه جمع بشند که خود این موضوع همدلی وهماهنگی خوب بین آنها رو نشون می ده.ضمن عذرخواهی بابت اینکه به دلیل مشکلات کاری نتونستم بهتون بپیوندم ، برای همتون آروزی شادی و موفقیت توی زندگی و صعودهای خوبتون دارم . ------------------------------------- سلام محمد جان جای شما و سایر دوستان واقعا خالی بود امیدوارم بودم با دوستان بیشتر از نزدیک آشنا بشم ولی خوب سعادت نداشتم . انشاءالله در برنامه های آینده شاد و با نشاط باشید چون کوهستان