آبشارهای سیمک کرمان

توی یکی از جاده های بیرون شهر کرمان با دوستان خوب کرمانیمان(  محمد بادپر  و وحید اشرفی نیا )  در حال حرکت به سمت آبشارهای نه چندان شناخته شده سیمک هستیم .

بیابانهای  داغ و خشک اطراف جاده هیچ نشانی از سرسبزی و آبادانی ندارند. با نگاه جستجو گرانه مان دنبال نشانه ای از وجود آبشار در دامنه ی کوههای روبرومان هستیم. در برابر پرسشها و کنجکاوی ما ، دوستان کرمونیمون فقط می خندند و ودلداریمون می دهند و می گویند که لااقل یه نمه آب که بالاخره توی دره مونده !!!

حمید رضا که عشقه آبه ، غر می زنه که اگه نتونه آب تنی کنه ،‌حسابی تلافی اش رو سر ما درمیاره که این همه راه از کرج اونو کشوندیم اوردیم کرمان برای یه برنامه هیجان انگیز فرود از آبشار.

بالاخره وارد روستای پایین دره می شویم و   حمید با خوشحالی داد می زنه  :  ((  بچه ها آب))

ویک جوی کم آب و راکد رو نشون می ده . دیگه کم کم داره باورمون می شه که واقعا دیر اومدیم و دیگه آبی توی دره نمونده و باید توی یه دره ی خشک فرود بیاییم.

اما  هنوز زوده و به اصطلاح  به زودی مشخص می شه که ( کت تن کیه !!!)

***

به ورودی ارودگاه تفریحی  شهید باهنر که در پایین دره ساخته شده می رسیم . چون می خواهیم سریعتر به اولین آبشار برسیم ناچاریم که از این ارودگاه وارد شویم. با پرداخت نفری 500 تومان ورودیه وارد محوطه می شویم.

دو سمت دره دیواره های نسبتا بلندی وجود دارند که به پیشنهاد راهنماها از یکی از دهلیزهای این دیواره  ( دست به سنگ ) بالا می رویم تا به ابتدای اولین آبشار برسیم.

راستی بد نیست که اینو بدونید که مفهوم ( دست به سنگ ) برای بچه های شهرستانهای مختلف فرق می کنه . مثلا برای بچه های تهرون و کرج یعنی یه مسیر 8- 5 راحت  و هلو! برای بچه های کرمونشاه یعنی یه مسیر 9 – 5 معمولی  و برای بچه های کرمون یعنی یه مسیر 10 – 5 خفن.

بی انصافها ما رو بدون حمایت از چه جاهایی رد کردند . من که حسابی گرخیده بودم !! 

ابتدای تنگه  و دیواره های  دو سمت آن

بالاخره پس از یک ساعت به بالای دره وابتدای اولین آبشار  رسیدیم . بادیدن اولین چشمه کم کم نگرانی هامون از بی آب بودن دره برطرف شد . جاتون خالی ! توی اون گرما اون  آب خنک وگوارا چقدر بهمون چسبید.

حمید که دیگه نمی تونست از گرما طاقت بیاره به سیم آخر زد و خودشو همون جا به آب زد.

آبشار اول حدود 15 متر ارتفاع داشت که طناب را از کارگاه رد کردیم و آنرا پایین ریختیم . تونیکها را پوشیدیم و کلاه سنگنوردی هایمان را سرمان گذاشتیم و آماده شدیم.

آبشار اول را می شد از دوجا فرود رفت .یکی در قسمت خشک و بدون آب و یکی دقیقا زیر آب آبشار . محمد که تجربه داشت و می دونست اون پایین چه خبره از قسمت خشک فرود رفت. نفر دوم من بودم که می خواستم از همون جا فرود برم که حمید داد زد : ((پسر هیجانش توی فرود از  زیر آبشاره . تو که سه بار دره اندسم رفتی . از چی می ترسی ؟ بزن از زیر آبشار فرود برو !!))

با رفتن به زیر آبشار ،  آب با فشار شدید مثل سنگ به کلاه کاسکم می خورد و اونجا بود که به حقیقت یه برنامه    adventure ( ماجراجویانه) ایمان راسخ آوردم. حالا توی این گیر و دار وحید که پایین بود نامردی هم نکرد و کلی طناب رو سفت نگه داشت تا من نتونم فرود بیام و زیر آبشار بمونم.

بعد از خیس شدنمان  وبعلت وجود باد داخل تنگه همه مون بدون استثناء رقص بندری و عربی را در آن واحد یاد گرفتیم !!!

 

فرود زیر آبشار

  

آبشارهای دره یا بهتر بگویم تنگه ی سیمک به تعداد حدودا 13 آبشار و  بصورت پله ای وپشت سر هم می باشند . که ارتفاع آنها از 5 تا 15 متر متغیر است. این تنگه ی کم نظیر از فرسایش بستر سنگی کوه در طی میلیونها سال بوجود آمده . عرض دره بسیار کم و حدود 3 یا نهایتا 5 متر می باشد.

در جای جای این دره می شود لانه پرنده ها را با تخمهای آنها  دید که بسیار جالب توجه می باشد. اگر از اولین آبشار فرود برویم برای بیرون آمدن از دره باید تا آخرین آبشار را فرود برویم. زیرا دوسمت تنگه دیواره های بلند وبسیار سختی وجود دارند. البته از این کرمانی های هیچ کاری بعید نیست چون وحید تعریف می کرد که یکبار وقتی توی تنگه  بوده اند دیدند که یکی از بچه هااز بالای دیواره یکراست پایین می یاد و ناگهان جلوی اونها سبز می شه !!

  

داخل تنگه

آبشار آخر را که فرود می آییم با انبوهی از زباله موجه می شویم که نشاندهنده دسترسی آدم ها ! به این قسمت از انتهای دره می باشد. آخ که اگه این آبشار بلندآخری نبود معلوم نبود چه بلایی سر مناطق بکر و زیبای بالاتر می اومد.

***

راستی اگر گذرتون به کرمون خورد ماهان و باغهای بسیار با شکوه شازده و نعمت الله را فراموش نکنید

/ 11 نظر / 52 بازدید
نمایش نظرات قبلی
azizollahi

خيلی عالی !! آبدارچی نمی خوای ؟!!

میثم

سلام کوفتت بشه ب اين وحيد اشرفی ريختی رو هم ببينم شما تو کرج کوه ندارين منم خراب شم سرت. فقط به خونواده بسپار مرغ درست نکنن

احسان

اين محمد آدم خطرناکيست. از اون سنگنورد هايی که به گفته خودش تا سقوط نکنه و له و لورده نشه ارضا نميشه!! خلاصه مواظب باش! ولی هردوشون خيلی باحال هستن.

آويسا

بسيار جالب و هيجاني، هميشه در سفر

حميد

دکتر ...

صادق

محمدجان سلام خيلی باحال بود راستش به دو چيز صادقانه اعتراف می کنم: اول اينکه از ديدن عکسها مو به تنم سيخ شد! خيلی توپ بود من که از اينجا گرخيدم! تو چی کشيدی؟ دوم اينکه حسوديم شد! هميشه خوش باشی راستی من هفته پيش يک برنامه خوب داشتم گزارش آنرا نوشتم! سری بزن

ابوالفضل

سلام محمد جان می خواستم اين وبلاگ منه اگه ميتونی يه لينک بده www.kouhnavard.mihanblog.com

مجيد

خيلي عالي بود خيلي.خيلي.

مجيد

ميخواستم بدونم اجازه مي دين از عكساتون استفاده كنم ممنون مي شم

مجيد باغينی پور

سلام از گزارش زيبايتان لذت بردم. من کرمانی هستم و هر چند خودم کوهنورد حرفه ای نیستم ولی با بچه های کوهنورد کرمانی دوستم و در حال حاضر در حال گردآوری مطالبی در باره کوهنوردی کرمانم. در صورت امکان با ذکر منبع می خواهم از عکس هایتان استفاده کنم. در ضمن آن دره که شما رفتید اسمش انگر آبی است. دره کنارش انگر خشک است و آن یکی دره کجو. صعود انگر خشک نامتان را در تاریخ کرمان جاودانه خواهد کرد موفق باشید