برای مردی از جنس باران

مگه میشه دو خرداد را به این راحتی ها به فراموشی سپرد ؟ مگه می شه خاطره شورانگیز آن دوره و اشک ها و لبخنداش رو از یاد برد؟ و مگه میشه از علاقمون به انسان با اخلاق و شریفی که هرگزاسیر صندلی قدرت نشد ، کم بشه ؟

خاتمی عزیز، این روزها دلمون خیلی براتون تنگ شده .  برای ادب ، وقارو راستگوییتون ، برای  بیان خردمندانه وسرشار از احترامتان  ، برای آن سیمای آرام و دوست داشتنی که در پس آن می شد دغدغه و نگرانی های فراوانی را برای ایران و سرنوشت آن دید ، که این روزها،  ایران ،  دغدغه بسیاری از دلسوزان میهن پرست هست و مگر ندیدید که عزت الله عزیز حتی در بستر بیماریش می پرسید ایران چه می شود؟

حتی سخنان آشتی جویانه اخیرشما که واکنشهای توهین آمیز بسیاری را از هر دو سو روانه شما ساخت باعث نشد که ازشما کدورتی به دل بگیریم که به قول مسعود عزیز ، خاتمی بزرگوار تر و میهن دوست ترازاین است که از وضع امروز رقیبان تند رو دلش خنگ گردد.دیروز آقای خاتمی گفت برای ایران می ترسد، و پیداست سخت می ترسد. به گمانم از آن می ترسد که می بیند چگونه در رقابت ها بر سر قدرت، اخلاق فراموش شده است، و ... .

ویادمان باشد که خاتمی هرگز انسان ضعیفی نبود که وی برای مردم در حدود توان و اختیارات قانون اساسی که برای رییس جمهورمشخص شده است ، ایستادگی کرد و رییس جمهور دولتی که شعارش «قانون‌گرایی» بود هیچ گاه به خود اجازه عبور از مرزهای قانونی را نداد، هرچند در مواردی این قانون‌مندی به زیان خود و اطرافیانش تمام شد.

/ 1 نظر / 21 بازدید
مصطفی ا

كاش می شد همره باد صبا پر كشم تا آستان مجتبی (ع) گوش بسپارم به آه و ناله اش شكوه های داغ چندین ساله اش شكوه ها از تلخی زخم زبان تلخ تر ، از امّت نامهربان ساقی امشب ساغر زهری بده لطف پنهان در دل قهری بده عاقبت زخم زبانم می كشد امّت نامهربانم می كشد -------------------------------- محمد جون فقط همین به ذهنم رسید