Marina

 

اسمش ماریناست. این اسمو روی لباسهاش نوشته اند. یه گوسفند کوچولو و بامزه !!

 اولین بار توی یک فروشگاه عروسک و اسباب بازی دیده بودش. داشت از روبروی ویترین مغازه رد می شد که تصادفی ،  اون لبخندمهربونه رو دید. دوباره برگشت ونگاهی به اون انداخت . ((چقدر جالب وبامزه ست. این خودشه ، یک همنورد اساسی !!!))

راستش روش نمی شد که بره مغازه ، اونو بخره . اما دلشو به دریا زد ورفت داخل. در حالی که  از خجالت صورتش مثل لبو سرخ شده بود ونیشش تا بنا گوش باز بود ،  با انگشت ، مارینا را به مغازه دار نشون داد . بهونه آورد که اونو برای خواهرش می خواد.  حالا مارینا برای اون بود.

....

از اون به بعد وقتی قبل از هر برنامه وسایلشو جمع می کرد و داخل کوله اش می گذاشت فراموش نمی کرد که یه چیز مهم رو هم با خودش برداره. آخه  هر وقت توی کوه خسته ودلتنگ  می شه کافیه مارینا را از کوله در بیاره و اونو نگاه کنه .

با اون لبخند شیطنت آمیز و دستهایی که صمیمانه باز هستند تا اونو در آغوش بگیره!!!

 راستی پسر عموهای  مارینا غیرتی شده اند چون  دارند بیرون چادر بع بع می کنند !!!

/ 17 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
anna

اسم عروسک من هم تيترز ه . بهش قول داده بودم هر قله ای ميرم اونو با خود بیبرم. اما الان مدتهاست که از شيشه جلوی ماشين آويزونه (اشتباه نشه من ماشین ندارم)و من فراموشش کرده بودم. تصميم گرفتم دوباره ببرمش کوه.

سهيلا(جوجو)

بمب انرژييييييييييييييی

anna

با اجازه محمد آقا سلام سهيلا جون اين طرفا؟؟ تیترز هم خوبه خیلی سلام میرسونه!

sadegh

بابا! کوچولوی رمانتيک!

sadegh

سلام دوستانم به من يک پيشنهاد براي آخر هفته دادن که من هم مطلبش را در وبلاگم گذاشتم يه ذره اش را برات مي نويسم که اگر کسي از بچه ها خواست استفاده کنه يک برنامه عالي براي آخر هفته (هفته آخر ارديبهشت ماه ـ 28 و 29) بازديد از شهر تاريخي و زيباي قزوين قلعه الموت، درياچه اوان و دامنه هاي الموت حرکت: ساعت 30/6 صبح پنجشنبه ـ 28/2/1385 صرف صبحانه در حوالي جاده طالقان و زياران در طبيعت بهاري بازديد از بناهاي تاريخي قزوين (مسجد جامع، پيغمبريه، هشت بهشت، حمدالله مستوفي، دروازه تهران و ...) ناهار در رستوران (روستاي توريستي و باصفاي رزجرد ـ نان داغ کباب داغ، جوجه کباب با برنج و مخلفات) بازديد از قلعه تاريخي الموت و دامنه‌هاي زيباي الموت غروب روز اول: استقرار در کنار درياچه زيباي اوان (يکي از مرتفع‌ترين درياچه‌هاي ايران) صبح روز دوم بازديد و گردش اطراف درياچه تا حوالي ظهر و... البته شما که کارت درسته اين پیام را برای مخاطبان وبلاگت گذاشتم

آويسا

منم مارينا مي‌خوام،‌ از اون عروسک‌هاييست که واقعا ديدنش خستگي رو از بدن دور مي‌کنه

مارینا

چه بامزه ....اسممو تو گوگل سرچ می کردم ..به وبلاگ شما برخوردم ... وقتی متنتو دیدم خندم گرفت برای اینکه اسمم ماریناست...ولی گوسفند نیستم (مارینای قشنگی دارین ...)

ستايش

از رو راستی که تو حرفاتون بود خوشم اومد تنهايی شما خيلی بزرگه ما جوونا همه يه جورايی تنهاييم من خودم ۱۰۰تا عروسک بيشتر دارم ولی همشون به ديوار اتاقم آويزوونن خوبيش اينه که دخترم شايد فکر کنی لوسم ولی اصلا لوس نيستم عروسک دوست دارم چون ساکت بهت نگاه می کنه راز داره و ...........راحت باش تازه يه عالمه گربه دارم

چه فرقی می کنه

شعر سیاوش کسرایی رو من هم دوست دارم وبلاگت خواندنی.