پیرمرد خلخالی و روباهش

عکس زیر یکی از تاثیرگذارترین عکسهایی است که به تازگی دیده ام . کوالای تشنه ای که از آتش جنگل گریخته است و جنگلبان شریفی که دارد به او آب می دهد. به دست این حیوان نازنین نگاه کنید که با چه حس قشنگی دست انسان را گرفته است. ظاهرا این عکس یکی از بهترین عکسهای سال 2008 شناخته شده است.

به فهم آب رسیدن و گندم را گرامی داشتن،
این آیین من است.
پس هرکه رونده‌ای را بیازارد
جهان را آزرده است.
او که درختی را بیافکند،
بی اجاق خواهد مرد.
او که آب را بیالاید،
روان خویش را آلوده است.
(کوروش)

اما شاید شما هم ماجرای پیرمرد خلخالی و روباهش را شنیده باشید . پیرمردی که چهار سال از طریق غذا دادن به روباهی  ، با او انس گرفته بود . این روباه همه روزه و در نزدیک غروب به کلبه پیرمرد درباغی دریکی از روستاهای خلخال نزدیک شده وغذایی را که با عسل طبیعی توسط پیرمرد آماده می شد، صرف می کرد وتا غروب روز بعد به طبیعت باز می گشت .

آقای حسن وهاب زاده گفته است: چهارسال طول کشید تا بتوانم توجه روباه وحشی را به خود جلب کنم طوری که تا چندی پیش شرایط نامساعد جوی ، طوفان و باران نیزمانع ازآمدن روباه به کلبه ام نشد.

 

پیرمرد خلخالی نشان داده است  که به راستی نه تنها اهل آزردن هیچ رونده و جونده‌ای نیست؛ بلکه همراه با کوروش و همگام با آن فرزانه‌ی بسطامی، می‌گوید: آن که در درگاه خداوند به جان ارزد، در نزد من هم به نان ارزد.
هر کس در این سرا درآید
نانش دهید و از ایمانش مپرسید
چه آن کس که به درگاه باری تعالی به جان ارزد
البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد

متن کتیبه سر در خانقاه شیخ ابوالحسن خرقانی

اما این پایان داستان نیست ، چون در نخستین روزهای آذرماه، یک شکارچی عزیز! پیرمرد قصه‌ی ما را از زحمت غذا دادن به روباهی که ۴ سال برای اهلی‌کردنش زحمت کشیده بود، خلاص کرد!

  آن شکارچی با پدر و مادر و بسیار عزیز! این کار را کرد تا به همه‌ی روباه‌های ساکن در همه‌ی کشورهای موجود در همه‌ی قاره‌های جهان ثابت کند: مبادا به آدم‌زمینی‌ها اعتماد کنید! از سرنوشت خون‌آلود این روباه ساده‌لوح خلخالی درس عبرت گرفته و همچنان کدهای ژنتیکی‌تان را دست نخورده محفوظ دارید؛ کدهایی که در آن این پیام آتشین صدها هزارسال است که با درشتی هر چه تمام‌تر حک شده است: ((در این دنیا هیچ چیز برای ما روباه‌ها، خطرناک‌تر از معاشرت و نزدیکی با آدمیزاد نیست! هست؟))

وی گفت: با کشته شدن این روباه ، سکوت مرگباری دربرابرمنزل وی حاکم شده و امیدواراست که درآینده بتواند با روباه وحشی دیگری ازکوهستان های خلخال ، انس گرفته ونظر حیوان را برای پذیرایی درکلبه اش جلب کند.

ماجرای خرس کشته شده توی دانشگاه تبریز را هنوز یادتونه ؟ فکر کنم توقع بی جایی باشه ! در کشوری که جان وحیثیت انسانها اهمیتی ندارد دیگه چه جای ترحمی برای حیوانات ومحیط زیست ممکنه باقی بمونه. شما چی فکر می کنید؟

 منابع :

وب سایت شهرستان خلخال

وبلاگ مهار بیان زدایی از آقای محمد درویش

 

/ 8 نظر / 27 بازدید
محمد درویش

درود ... و ممنون از باز انتشار این رخداد تلخ. باشد که عبرت گیریم ...

میثم رودکی

سلام این سایت ها رو لینک بدین منم شما رو لینک کردم دنیای سفر و گردشگری http://www.donyayesafar.com/ فیلمواره - فیلمهایی که باید دید http://www.filmvareh.com/ انجمن گردشگری ایران http://www.irpedia.com/ ارادت میثم [گل]

آخشیگان

گریه کردن برای این داستان کمترین کاری است که میشود انجام داد. اما مقصر اصلی دوستد من حس لذت طلب آدمی است که شکار را از ابزار ارتزاق به ابزار تنوع طلبی بی حد و جصر خود مبدل ساخته است. به آگاه سازی خود ادامه بده. ما به عاشقان بیشتری چون تو نیاز داریم تا انسانیتمان بر حیوانیتمان عالب شود. ممنونم

گروه کوهنوردی اوشیدا زاهدان

عکسای واقعا قشنگی بود. ممنون

اکبر

سلام وبلاگ جالبی دارید من از مدتها پیش به وبلاگ شما سر میزدم در صورت امکان وبلاگ تازه تاسیس گروه ما رو لینگ کنید با تشکر

آرش

آخ که چه زندگیی! داره این مرد خلخالی! خوش به حالش، کاش من هم بتونم پیش از آنکه در حسرتش بمیرم.